از این ترم با مطالب تخصصی در وبلاگ بیشتر حضور خواهم داشت و غیبت دو سه ساله را جبران خواهم نمود. حق نگهدار

خوب. خلاصه ما هم فارغ التحصیل شدیم

با معدل ۱۸ و اندی

حالا می خوام یه کم استراحت کنم.

به امیرحسین کوچولوم بیشتر برسم

و در کنار شوهرم کارهای مطالعاتی و تحقیقاتیشو در خصوص کارش پیگیری کنم.

ضمن اینکه کتابداری را با علاقه بیشتری دنبال خواهم کرد. 

آموزش استانداردهاي سواد اطلاعاتي به دانشجو

آموزش استانداردهاي سواد اطلاعاتي به دانشجو:

شاخص ها و استانداردها

 

تهيه شده  توسط : انجمن كتابداران آموزشگاهي امريكا

 

مترجم: فرض الله عزيزي

مقدمه :

    استانداردهاي آموزشي سواد اطلاعاتي دانشجو يك چهارچوب مفهومي و رهنمودهاي  وسيعي به منظور توصيف سواد اطلاعاتي به دانشجو فراهم مي نمايد.اين استاندارها شامل نه استاندارد و بيست و نه شاخص مي باشد. اين آموزش هسته اي بطور مستقيم ارتباط دارد با خدماتي كه فراهم شد توسط برنامه هاي رسانه اي كتابخانه آموزشگاهي كه داراي سه استاندارد وسيزده شاخص در دسته سواد اطلاعاتي است.

دو دسته ديگر – سه استاندارد و هفت شاخص براي آموزش مستقل و سه استاندارد و نه شاخص براي مسئوليت اجتماعي باسواد اطلاعاتي ارتباط داشته اما توصيف بيشتر جنبه هاي عمومي آموزشي دانشجو براي برنامه هاي رسانه اي كتابخانه آموزشگاهي اهميت همكاري را الزامي مي نمايد. در مقبوليت دسته ها،استانداردها و توصيف شاخص ها با يكديگر محتوا و فرايندها ارتباط دارند با اطلاعاتي كه به دانشجويان بايد در سواد اطلاعاتي در نظر بگيرند. استانداردها و شاخص ها نوشته شده اند در يك سطح عمومي بنابراين كه متخصصين رسانه كتابخانه و ديگران در حالتهاي منحصر به فرد محدوده ها و سايتها ميتوانند سازگار نمايند بيانيه ها را براي احساس نيازهاي محلي، اين آموزش دهندگان اشخاصي هستند كه مي شناسند اقشار دانشجويي را روششان به كار بردن اين بيانيه هاي عمومي در لايت نيازهاي آموزشي ، فرهنگي ، توسعه همه دانشجوياني مي باشد كه به آنها اين خدمت را ارائه ميدهند.

بوسيله ارائه رهنمودهاي توصيف سواد اطلاعاتي دانشجويي آموزش استانداردهاي آموزشي سواد اطلاعاتي چهارچوب مفهومي و حمايت مواد را براي كوشش هاي محلي فراهم مي كند.

 

آموزش استانداردهاي سواد اطلاعاتي به دانشجو

استانداردهاي سواد اطلاعاتي

استاندارد 1: دانشجويي كه داراي سواد اطلاعاتي است به اطلاعات به صورت كار آمد و موثردسترسي پيدا مي نمايد.

دانشجويي كه سواد اطلاعاتي دارد اطلاعات را به خوبي بازشناسي مي كند و به صورت مركزي برخورد مي نمايد با ديدگاهها و چالشهاي روزمره وحياتي اين دانشجو مي داند چه موقع اطلاعات را در آنسوي دانش شخصيش جستجو نمايد يا به چه نحو سوالات را طرح نمايد.كه وي را به اطلاعات مناسب رهنمون نمايد و كجا آن اطلاعات را جستجو نمايد.

چنين دانشجويي مي داند چگونه جستجو نمايد تنوع منابع وقالبها را به منظوربهتر قرار دادن اطلاعات به منظور بحث درباره يك نياز خاص.

شاخص ها:

شاخص 1. تعيين نياز اطلاعاتي

شاخص 2. تعيين دقيق و جامع اطلاعات كه پايه اي است براي تصميم گيري هوشمندانه

شاخص 3. قالب بندي كردن سوالاتي كه نيازهاي اطلاعاتي را پي ريزي مي كند

شاخص 4. مشخص نمودن يك شمار از منابع اطلاعاتي بالقوه

شاخص 5. توسعه و كاربرد خط مشي هاي سودمند براي قرار گيري اطلاعات

استاندارد 2: دانشجويي كه سواد اطلاعاتي دارد اطلاعات را به صورت انتقادي وكار آمد ارزيابي مي نمايد.

دانشجويي كه سواد اطلاعاتي دارد اطلاعات را بطور دقيق و هوشمندانه و با تامين كيفيت مقايسه مي كند اين دانشجو اصول سنتي وضروري را دقيق ، درست ، مرتبط ، كامل و بي طرفي در اطلاعات را ارزيابي مي نمايد.اين دانشجو اصول فوق را با بصيرت در منابع اطلاعاتي و قالبها و استفاده هاي منطقي و قضاوت آگاهانه به منظور پذيرش ، رد يا جايگزيني اطلاعات براي بحث در نياز ويژه بكار مي برد.

شاخص ها:

شاخص 1.تايين دقت ، درستي و جامعيت

شاخص 2. تشخيص حقيقت ، نقطه نظر ، وديدگاهها

شاخص 3 . تايين بي دقتي و كژراهي اطلاعات

شاخص 4 . انتخاب اطلاعات مناسب براي حل مشكل يا سوال مطرح شده

استاندارد 3:دانشجويي كه سواد اطلاعاتي دارد از اطلاعات به طور دقيق و خلاق استفاده مي نمايد.

دانشجويي كه سواد اطلاعاتي دارد مهارتهاي اطلاعاتي را به صورت كامل و موثر مديريت مي نمايد در يك تنوع مفهومي.اين دانشجو سازماندهي و تكميل مي نمايد اطلاعات را به صورت رشته اي از منابع و قالبها به منظور كاربرد آن در تصميم گيري ، حل مشكل ، فكر انتقادي و تجلي خلاق دانشجويي كه ارتباط دارد با اطلاعات و ايده ها در يك تنوع از اهداف ، هم به صورت علمي و هم خلاق ، در گروه مستمعين هم در آموزشگاه و هم آنسوي آموزشگاه ، ودرچاپ و غير چاپ

و قالبهاي الكترونيكي.اين استاندارد طرح واجراي توليدات صحيح كه شامل فكر انتقادي وخلاق و انعكاس جانشين هاي جهاني.البته به دانشجويان پيشنهاد شده به سادگي بتوانند اطلاعات جستجو شده را در يك توليد سرسري بدست بياورند.

اين شاخص ها تاكيدش روي فرايندهاي فكري است دانشجويان استفاده مي كنند از اطلاعات به منظور ترسيم نتايج و توسعه مفاهيم جديد.

شاخص ها:

شاخص 1. سازماندهي اطلاعات براي كاربردهاي عملي

شاخص 2. اطلاعات جديد را دردانش شخصي منحصر به فرد تكميل مي نمايد.

شاخص 3. (دانشجو) بكار مي برد اطلاعات را در تفكر انتقادي و مشكل را حل مي نمايد.

شاخص 4. اطلاعات مرتبط و ايده ها در قالبهاي مناسب توليد مي شود.

استانداردهاي آموزشي مستقل

استاندارد 4 : دانشجويي كه آموزشگرمستقل است وداراي سواد اطلاعاتي است دنبال مي نمايد اطلاعاتي را كه با علايق شخصيش ارتباط دارد.

دانشجويي كه آموزشگر مستقل مي باشد اصول سواد اطلاعاتي را به منظور دسترسي ، ارزيابي واستفاده از اطلاعاتي كه در باره انتشار و جانشين هاي علايق شخصيش مي باشد به كار مي برد.اين دانشجو بطور فعال و بطور مستقل اطلاعات را براي توسعه و فهم دوره(زندگي) ، جامعه ، بهداشت ، مجال ، و جانشين هاي ديگر جستجو نمايد. اين دانشجو دنبال مي كند دانش را بطور شخصي و مفهومي كه متكي است به اين اطلاعات وبا دانش بطور دقيق و بطور خلاق در عرض اين رشته ازقالبهاي اطلاعاتي ارتباط دارد.

شاخص ها:

شاخص 1.اطلاعاتي را كه ارتباط دارد با تنوع ابعاد رفاه شخصي از قبيل علايق دوره(زندگي) ، گرفتاري جامعه ، موضوعهاي بهداشتي ، حرفه هاي سرگرم كننده جستجو نمايد.

شاخص 2. طراحي و توسعه  و ارزيابي توليدات اطلاعاتي و راه حل هايي كه باعلايق شخصي ارتباط دارند.

استاندارد 5: دانشجويي كه يك آموزشگر مستقل مي باشد وداراي سواد اطلاعاتي است قدر سواد واظهارات اطلاعاتي را بداند.

دانشجويي كه آموزشگر مستقل است اصول سواد اطلاعاتي را به منظور دسترسي ، ارزيابي ، لذت ، ارزش و توليدات هنري خلاق بكار مي برد. اين دانشجو بطور فعال و بطور مستقل اصول استادي قراردادها و معيار سواد بصورت چاپي و غيرچاپي وقالبهاي الكترونيكي دنبال مي كند. اين دانشجو قادر است هم بفهمد و هم لذت ببرد از واژه هاي خلاق كه آماده شده در همه قالبها و به منظور خلق توليداتي كه در ميزانهاي ويژه قالب بندي شده اي تبديل به سرمايه مي شود.

شاخص ها:

شاخص 1. آيا خواننده داراي صلاحيت وداراي انگيزه مي باشد؟

شاخص 2. از اطلاعات آماده شده مفاهيمي فعال گونه در شماري از قالبها مشتق مي شود.

شاخص 3. توسعه توليدات خلاق در شماري از قالبها

استاندارد 6: دانشجويي كه آموزشگر مستقل است داراي سواد اطلاعاتي است براي برتري در جستجوي اطلاعات و توليد دانش سخت مي كوشد.

دانشجويي كه آموزشگر مستقل است اصول سواد اطلاعاتي را براي ارزيابي و استفاده از فرايندها و توليدات اطلاعاتي شخصيش همانند آن چيزهايي كه توسط ديگران توسعه يافته است به كار مي گيرد.

اين دانشجو به طور فعال و بطور مستقل منعكس مي كند وبطور فني از اشخاص در فرايند ها و اطلاعات توليد شده انتقاد مي كند.

اين دانشجو تشخيص مي دهد كه اين كوشش موفق يا غير موفق است وتوسعه خط مشي ها براي تجديد نظر و اصلاح آنها در لايت تغيير اطلاعات انجام شده است

شاخص ها:

شاخص 1.تشخيص كيفيت فرايند و جستجوي اطلاعات توليد شده شخصي

شاخص 2.ابداع خط مشي ها براي تجديد نظر ، اصلاح  و روزآمدي توليد دانش براي خود

 

استانداردهاي مسئوليت اجتماعي

استاندارد 7.اين دانشجو كه بطور مثبت در جامعه آموزشي ودر جامعه اي كه داراي سواد اطلاعاتي است شركت مي كند و بايد اهميت اطلاعات را براي يك جامعه آزاد تشخيص دهد.

دانشجويي كه مسئوليت اجتماعي دارد بارعايت مفاهيم اطلاعاتي و به طور اساسي براي پايه ريزي دمكراسي(آزادي)  بايد به اطلاعات دسترسي پيدا نمايد.اين دانشجو اطلاعات بيروني را از يك نقطه نظر مختلف ، شرايط علمي و ديدگاه فرهنگي در يك كوشش به منظور رسيدن به درك رسمي و با دليل منتج شده كسب مي نمايد. اين دانشجو پي مي برد كه دسترسي منصفانه به اطلاعات از يك شاخه در اطلاعات در همه قالبها يك پايه درست در آزادي است.

شاخص ها:

شاخص 1. جستجوي اطلاعات از منابع گوناگون ، مفاهيم ، نظام ها و فرهنگ ها

شاخص 2. رعايت اصول دسترسي منصفانه به اطلاعات

استاندارد 8. دانشجويي كه بطور مثبت در جامعه آموزشي و در جامعه اي كه سواد اطلاعاتي داردشركت مي نمايد و به رفتار اخلاقي و در رعايت فناوري اطلاعات و اطلاعات پايبند است.

دانشجويي كه مسئوليت اجتماعي دارد در رعايت اصول اطلاعاتي انعكاس استانداردهاي اخلاقي سطح بالا را براي دسترسي ، ارزيابي و استفاده از اطلاعات بكار مي برد و به آن عمل مي نمايد.

اين دانشجو اهميت دسترسي منصفانه به اطلاعات را در يك جامعه آزاد و احترام به اصول آزادي هوشمندانه و صداقت در ميراث عقلاني تشخيص مي دهد. اين دانشجو اين اصول را در عرض شاخه اي از قالبهاي اطلاعاتي – چاپي ، غير چاپي و الكترونيكي به كار مي برد.

شاخص ها:

شاخص 1. رعايت اصول آزادي هوشمندانه

شاخص 2 رعايت صداقت در ميراث عقلاني

شاخص 3. استفاده از مسئوليت فناوري اطلاعات

استاندارد 9. دانشجويي كه بطور مثبت درجامعه آموزشي ودر جامعه اي كه سواد اطلاعاتي دارد بطور موثر درگروهها شركت مي نمايد و به دنبال اطلاعات توليد شده مي باشد وبه آن پايبند است.

دانشجويي كه مسئوليت اجتماعي دارد در رعايت كارهاي اطلاعاتي بطور موفقيت آميز هم به طور محلي و هم درتنوع فناوريهايي كه متصل مي نمايد جامعه آموزشي را براي دسترسي ، ارزيابي و استفاده از اطلاعات پايبند مي باشد. اين دانشجو جستجوگر است ودر ايده ها و اطلاعاتي كه در عرصه شاخه اي از منابع وديدگاهها ودانش وبينشها سهيم مي باشد و ياري دهنده تنوع فرهنگي و نظام ها ست. اين دانشجو با افراد گوناگون براي مشخص كردن مشكلات اطلاعاتي و براي جستجوي راه حل ها وبراي ارتباط با اين راه حل هاي دقيق وخلاق همكاري مي نمايد.

شاخص ها:

شاخص 1. سهيم شدن در دانش واطلاعات با ديگران

شاخص 2. احترام به عقايد ديگران و زمينه ها و دانش شركايشان

شاخص 3. همكاري باديگران هم با اشخاص هم با فناوران به منظور تشخيص مشكلات اطلاعاتي و به منظور جستجوي راه حل ها

شاخص 4. همكاري با ديگران هم با شخص هم با فناوران به منظور طراحي ، توسعه و راه حل هاي  اطلاعات توليد شده

تضاد بين واسطه رهايی کردن وکارگزاراطلاعات شدن

                                                                        دکترمحمدحسين ديانی

نظريه کتابداربه عنوان آموزش کتابداربه عنوان برقرارکننده ارتباط بين مراجعان واطلاعات ،دردورانی که منابع چاپی تنها منابع اطلاعاتی به حساب می آمدند درحوزه کتابداری موازی باهم درجريان بوده اند.

آموزشی ونظريه ارتباطی قرارداده است. دراين شرايط زمينه مناسبی برای استقلال گسترده ازنظريه آموزشی فراهم آمده ،درعين حال نظريه ارتباطی نيزازجايگاه مستحکم تری برخوردارمی شود. زمينه های مناسب ودشواريهای پيش روی هر يک از اين دونظريه موردبحث قرارگرفته است.برقراری تعادل بين اين دو نوع نظريه برای مساعدت به مراجعان وبرای باقيماندن کتابداری واطلاع رسانی به عناون يک حرفه ،آن هم حرفه ای سودمند،چالشی است که کتابداران اين دوران باآن روبروهستند.

مقاله حاضربه تحليل تضادبين دومفهوم واسطه رهايی وکارگزاراطلاعات می پردازد.

اولين بخش کتاب مبانی مرجع با اين جمله آغاز می شود:آموزش وپرورش موظف به ايجادوتوانايي دردانش آموختگان است: اول،توانايي تفکرانتقادی ودوم ،توانايي بهره گيری ازمنابع حاوی علم ودانش را به گونه ای عميق ترودرپيوندمستقيم بافراگيری مهارت تفکر انتقادی موردتوجه قرارمی دهد.

به نظروی ،فراگيری تفکرانتقادی ،يعنی فراگيری انواع پرسش هايی که بايددرزمان مناسب طرح شودودانستن اينکه چه نوع وچه مقدارشواهدبرای تعيين اعتبارموضوع موردبحث کافی است وسرانجام ،شواهدموردنيازراچگونه می توان شناسايي وبازيابي کرد.ازاين عبارت چنين برمي آيدکه تفکرانتقادی ومهارت دراطلاع يابی لازم وملزوم يکديگرند،بويژه اگرتفکرانتقادی رادرسطح عام تريعنی درپژوهش ،ومهارت دراطلاع يابی رادرسطح عام تر،يعنی اطلاع رسانی موردتوجه قراردهيم .

درمقاله پژوهش واطلاع رسانی که به عنوان سخن نخست درمجله رهيافت منتشرشد،رابطه بين اين دورانمايان کردم .فشرده آنچه درآن مقاله آمداين است:

((اطلاع رسانی باسازماندهی به انبوه اطلاعات ودانش موجود،گره های گشوده وناگشوده دردانش رامی نماياند،وپژوهش باآگاهی ازگره های ناگشوده به اتکای نظريه های پرتوان ،قوانين اثبات پذير،وروشهای برخوردارازقواعدمنطقی ،درراه بازگشايي گره های ناگشوده گام می گذارد.حاصل هرچه باشد،ازطريق اطلاع رسانی جای خودرادربيشه زار به سامان اطلاعات ودانش تعيين می کندواحتمالا بسترجديدی برای پژوهشهای بعدی فراهم می آورد))(رهيافت ،ش25ص2).

((لوئس شورز)) توانايي ومهارت درکارمرجع راهمپايه توانايي درخواندن ،نوشتن وحساب کردن                   می داند.ومعتقداست که بدون مهارت دربازيابی اطلاعات ،محل درج اطلاعات علمی هررشته تعيين وبازيابی نمی شود.،درآن صورت ازديدگاه دانش آموخته ،چنان دانش واطلاعی وجودنداردودرنتيجه اطلاعات بازيابی نشده نمی توانددرجهت منابع فرد،جامعه وتمدن مورداستفاده قرارگيرد.(مبانی مرجع ،ص71).

ديدگاه بالا ومواردمشابه بسياری که دراين باره درادبيات کتابداری واطلاع رسانی وجوددارد،برای کتابداران نقشی آموزشی قائل است. امادرعمل ،بويژه دردوران تکيه صرف برمنابع چاپی ،دونوع آموزش آنهم دردانشگاه ها قابل رديابی بود:

1.آموزشی که درصحنه کتابخانه بوقوع می پيونددوکتابداران شاغل امرتعليم دهی آن رابرعهده دارندونمونه هايي ازآن رادرجلسات توجيهی بادانشجويان ،بويژه دانشجويان تازه وارددانشگاه ،شاهدهستيم. نيزآموزش ياخدماتی که به هنگام هدايت دانشجوبه منابع برای يافتن اطلاعات ارائه                 می شودازاين گونه است. اين نوعآموزش رادرکتاب روشهای تحقيق درکتابداری ،خدمات مرجع ارشادی ناميده ام (روشهای تحقيق درکتابداری ،ص112). به نوشته دکترآزاد،اين نوع خدمت می تواندازآموزش شيوه پرکردن فرم درخواست کتاب آغازوبه توضيح وتشريح نحوه بهره جويي ازفهرستها ،کتابشناسيها وآثارمرجع جهت تفسيروبيان محتوای مجموعه ختم شود.وِيژگي اصلی اين آموزش ،بدون توجه به سطح گستردگی آن ،هدايت وراهنمايي دراه پيگيری اطلاعات است ونه تهيه وبه دست دادن خوداطلاعات موردنياز(مبانی مرجع ، ص52)

2. آموزش نوع دوم ،آموزشی است که درکلاس درس زيرنظرمدرس واحتمالا،باهمکاری کتابداربوقوع می پيونددوباعنوان آموزش کتابشناسی(Bibliojraphic Education شناخته می شود.دراين نوع آموزش ،چهارچوبهای مفهومی سامان يابی منابع مرجع درهررشته علمی توسط مدرس مطرح ونمونه هايي ازمنابع مرجع مربوطه که درکتابخانه همان سازمان موجوداست ،توسط کتابدارمعرفی               می شودودانشجوتمرينهای مربوطه راباتوجه به آنها انجام می دهد(Reichel and Ramey, 1987).اين نوع آموزش درايران ،مخصوص درسهايي است که بانام موادوخدمات مرجع درهمه سطوح به دانشجويان کتابداری داده می شود.مشابه اين آموزش دردانشگاه های غرب ،بيشتردرآمريکا، به دانشجويان غيرکتابدارنيزارائه گردد. دردرسهای روش تحقيق رشته های متفاوت دانشگاهی که دردوران انقلاب فرهنگی سرفصلهای آنها نوشته شد، نيزچهارجلسه برای آموزش کتابشناسی واستفاده ازکتابخانه گنجانيده شده وقراربوده است که اين بخش ازدرس باهمکاری کتابدارارائه شودکه عملا چنين نشده ومدرس هردرس بسته به توان وعلاقه خودبه آن پرداخته است.

آموزش نوع اول به"چگونه ازکتابخانه استفاده کنيم " توجه داردوآموزش نوع دوم به اينکه ((هررشته علمی دانسته های خودرادرچه نوع منابع وباچه سازماندهی ارائه می کند)) توجه دارد.

اينکه چه مقدارازآموزش نوع اول وچه مقدارازآموزش نوع دوم دراين کتابخانه يادرآن کلاس ارائه    می شده است ،تابعی بوده است از:

1.توانائيهای نيروی انسانی (وجودکتابدارتحصيل کرده حداقل کارشناس برای ارائه کلاسهای توجيهی جدی ياوجودکارشناس ارشدکتابداری برای همکاری بااساتيددرس

2.توافق مسئولان سازمانی که کتابخانه جزئی ازآن است (فراهم آوردن امکانات لازم برای مراجعه دانشجويان به کتابخانه برای آموزش ديدن وياصدوراجازه برای کتابدارکارشناس ارشدبرای حضوردرکلاس درس)؛

3.وجودکسانی که طالب اين نوع آموزش بوده اند(برخی دانشجويان به اين کلاسها روی خوش نشان می دهندوبرخی آن راناديده می گيرند).

نکته کاملا مشخص اين است که هردونوع آموزش دردانشگاهها به عينيت رسيده اندودرانئاع کتابخانه های ديگرکمترموردتوجه بوده اند.هرسه عامل بالاتاثيرزيادی دردانشگاهای ايران داشته ودارند. 

کلاسهای توجيهی ابتدای سال وکلاسهای آشنايي با کتابخانه ومنابع آن ،که فقط دربرخی ازدانشگاهها به آن توجه می شودواحتمالا ،دربيشتردانشگاهها اهميتی به آن نمی دهند،تابعی است ازسه عاملی که دربالا به آن اشاره شد.

يادآورمی شود،عدم استقبال ازدوواحددرس آشنايي باکتابخانه که شورای عالی برنامه ريزی وزارت علوم آن رابرای تمام رشته ها اختياری کرده ،کاملا تحت تاثيريکی ازاين سه عامل بوده است .اما نبودمدرس کافی وعدم استقبال دانشجويان بيشترازموردديگرتاثيرداشته است. برخی برای سطوح پايين تر،دبستان ودبيرستان ،طرح معلم – کتابدارراارائه کرده اند(پايان نامه خانم سپهری ).اين طرح نيزفقط دردبستانهايي که معلم آماده بوده علاوه برانجام وظيفه آموزشی خود،داوطلبانه به کتابداری وآموزش مهارتهای لازم برای استفاده ازکتابخانه بپردازد،به وافعيت پيوسته است.

به نظرکتابدارانی که براهميت اين دونوع آموزش تاکيددارند،دانش کتابشناسی فرايندی آموزشی است که بخش مهمی ازبرنامه آموزش راتشکيل می دهدوفرايندی است که طی آن دانشجويان مهارتهای جستجوی متون را به گونه ای فراگيرندکه می توانندپس ازفراغت ازتحصيل به پژوهش مستقل بپردازند.

درمقابل ديدگاههای موافق نقش آموزشی برای کتابداران ،ديدگاههايي وجودداردکه نقش آموزشی کتابداررا نمی پسنددوکتابداری راهمچون سايرحرفه ها، حرفه ای می داندکه دارنده دانش آن ،بايدتمام تلاش خودرابه عمل آوردتاخدمتی مناسب ارائه کند،نه اينکه دانش هاوشيوه های قابل اعمال درحرفه خودرابه مشتريان بياموزد.به عنوان نمونه ،هيچ پزشک يا وکيل حقوقی يا مهندس ساختمان ،کارخودرا به مشتری وانمی گذارد.پزشک به بيمارنمی آموزدکه چگونه خودرادرمان کندوياحقوقدان به موکل خودنمی آموزدکه چگونه دردادگاه ازخوددفاع کند.

اين نظريه که درکتاب مبانی فلسفه کتابداری آموزشی نظريه ارتباطی ناميده شده است اززبان ويلفرلانگستراين گونه توصيف شده است . ((يک نظام بازيابی اطلاعاتی استفاده کننده راازموضوع موردجستجووتحقيق وتحقيق وی آگاه نمی کند(يعنی شناخت وی راتغييرنمی دهد)،صرفا اوراازوجود(یاعدم وجود)مدارک مورددرخواستن ومحل قرارداشتن آنها آگاه می سازد)).

نگرش متخصصان بازيابی وکتابداران آموزشی ،فرايندجستجوی کتاب شناختی اساسا فعاليتی آموزشی است که ازطريق آن :

الف)دانشجو ازموادکتاب شناختی آگاه می شود؛

ب)ازرابطه ميان شکل سازمان يابی ونوع دانش (اطلاعات )موجوددرآن آگاه می شود؛

پ)ازخودساخت سازمانی وانواع موادی که احتمالا درآن جای می گيرد يا نمی گيردآگاه می شود.

ت) ازفرايندتصويری ای که چنان سازمان کتابشناختای به اتکای آن نگه داری می شود،آگاه می گردد..

کتابدارآموزشی نيازبه برپايي پل وپيوندی رابرشکاف مفهومی ميان کلاس وکتابخانه ،جهت باروررتر کردن پژوهش وموثرتر گرداندن يادگيری ضروری می بيند.درمقابل ،بازارياب اطلاعات مايل است درموردآموزش،انفعالی عمل کند.رابطه اش بااستفاده کننده غيرمستقيم ونسبت به نظامی که ايجادشده ثانويه است.اوميان انواع استفاده هايي که بايداطلاعات درآنها بگنجدتمايزی قائل نمی شود.متخصص بازاريابی به منزله کارکرداساسی خودنيازبه کمک به دانشجويان درامرايجادمهارتهای کتابشناختی رانمی پذرد،به حدکمال رساندن دانشجويان راازنظرکتابشناسی آنگونه که پس ازترک محيط آموزشی بتوانند پژوهش کتابشناختی مستقل انجام دهندراضروری نمی بيند.گرچه دردوران صرفامنابع چاپی ،نظريه آموزشی ونظريه رابطه ای به موازات هم درجريان بودند،اما بارواج منابع الکترونيکی ،کتابداری آموزشی بيشتروبيشترموردتوجه قرارمی گيرد.افزايش توانايي تعليم دهی به عنوان يکی ازقابليتهای موردنيازبرای کتابدارن مرجع ،به گونه ای که درآگهی ها ی استخدام آورده می شودرامی توان شاهدی براين مدعادانست .به بيان ديگربارايج ترشدن دسترسی وامکان استفاده ازشبکه های اطلاعاتی ،برنقش آموزشی کتابداران ،به ويژه کتابداران مرجع ،افزوده می شود.

درعين حال شاهدهستيم که بسياری ازغيرکتابدارن باعناوين متفاوتی که برای خوددارند(مثلا متخصصان کامپيوتريابه اصطلاح من ،رايانه ورزان آکادميکی ورايانه ورزان تجربی که خودرا اطلاع رسان ناميده اند)،ظاهرا باآموزش همان چيزی می پردازندکه ماخودراصاحب صلاحيت برای تدريس آن می دانيم يکی ازچالشهايي که پيش روی کتابداران پذيراي نظريه آموزشی قراردارداين است که خط حائل مشخصی بين خودوديگرمدعيان بکشند. آشکاراتر اينکه بايدبين محتوايي که ((کتابداران مدعی آموزش آنند))ومحتوايي که ((ديگرکسان باعنوان اطلاع رسان می آموزند))تفاوت متمايزکنده وجودداشته باشد.

مثالی عينی دراين موردحاکی ازتفاوت بين مباحث مطرح شده درساخت موتورهای جستجوبامباحث مطرح شده درساخت دروازه های اطلاعاتی است .

تاکتابداران درمحتوای يگانه ای که بايدآموزش دهندبه توافق جمعی نرسند،روزبه روزبرتعدادرقبای آنها ازسايررشته هاافزوده خواهدشدوآلودگی محتوای آموزشی بيشتری به وجودخواهدآمد.من اين آلودگی رابيشتر ازآلودگی سوادرايانه ای (computer  literacy) باسواداطلاعاتی(information literacy) می دانم . معتقدم که بايدازاختلاط اين دوجلوگيری کرد، درغيراين صورت رايانه ورزان آکادميکی يارايانه ورزان تجربی برماغلبه خواهندکرد.

نکته بااهميتی که درنظريه آموزشی مطرح است،پذيرش کتابداران به عنوان آموزش دهندگان توسط جامعه آموزشی ،جامعه دانشگاهی وجامعه پژوهشی است. کتابدران غرب با همه سابقه ای که دارندوباهمه تلاشی که می کنند ،هنوزبه عنوان خواهران وبرادران درجوامع آموزشی ،مثلا ،اتحاديه های معلمان واستادان پذيرفته نشده اند.جالب است گفته شودکه کتابداران ،حتی کتابداران عضوهيت علمی دانشکده های علوم تربيتی ،به عنوان يک گروه آموزشی ازگروههای دانشکده علوم تربيتی وروانشناسی به جلسات سالانه جامعه تعليم وتربيت ايرانی دعوت نمی شود.درجلسات متعددی که دريکی دوسال گذشته برای تعيين وظايف کتابخانه مرکزی دانشگاه فردوسی بااستادان ومقامات اداری دانشگاه داشتيم ،يکی ازمهم ترين بحثها،براين نکته تاکيدمی شدکه بحثآموزش بحثی جداازوظايف کتابخانه مرکزی دانشگاه است.

چالش ديگرحجم بالای داوطلبان يادگيری دراين حوزه وتعداد اندک کتابداران آموزش دهنده می باشد.نکته بااهميت دراين مورداين است که مشخص کنيم چه مقدارجنبه نظری وچه مقدارجنبه عملی سواداطلاعاتی بايددرکلاسهاآموزش داده شود.هرچه بخواهيم برجنبه های نظری بيفزائيم برای تدريس به نيروهای درسطح عضوهيت علمی بيشتری نيازاست وهرچه برجنبه های علمی بيشترتاکيدکنيم ،برای تدريس به کتابداران کارشناس ارشدياکارشناس کتابداری بيشتری نيازاست .يادآورمی شودکه هم مدرسين وهم کارشناسان کتابداری ،قبل ازاينکه موظف به انجام کارها ی جاری رشته خودهستند،وهمه می دانيم که درشرايط کنونی ،نيروهای موجوددرگروههای آموزشی وکتابخانه ها بسيارکمترازآنی است که بتواندبه گونه ای گسترده به آموزش سواداطلاعاتی بپردازد.

تجربه ای که دراين موردمی توان ازآن يادکردتعيين درس عربی برای همه دانشجويان دانشگاه به عنوان يکی ازدرسها ی عمومی درسهای عمومی درسالها ی اول راه اندازی دانشگاهها پس ازانقلاب فرهنگی بود. طبق آيين نامه هردانشجويي که به دانشگاه می آمدبايددوواحددرس عربی می خواند،اما هيچ دانشگاهی درعمل نمی توانست به تعدادکلاسهايي که بايدبرای دانشجويان تشکيل دهد،مدرس درس عربی دراختيارداشته باشد،زيرامدرسی نبودکه به کارگرفته شود.درمورددرسهای معارف اسلامی نيزتامدتها وشايدهنوزهمين دشواری وجوددارد.درس آشنايي باکتابخانه نيزکه برای همه دانشجويان می توانددرس اختيارباشد،باهمين دشواری روبروست.

عليرغم همه استدلالهايي که براهميت آموزش سواداطلاعاتی ارائه می کنيم ،درعمل هيچ گروه کتابداری نمی تواندپاسخگوی متقاضيان اين درس برای کل کارکنان دانشگاه خودباشد،آن گونه که تابه حال نيزنبوده است. هنگامی که براهميت سواداطلاعاتی تاکيدمی کنيم وخودراشايسته تدريس اين درس می دانيم ،بايدتوان پاسخگويي به نيازی که به وجودآمده ياما آنرابه وجودوجودآورده ايم ،داشته باشيم .به قول رجال سياسی بالا بردن مطالبات هنگامی که راهی برای برآوردن مطالبات نيست ،عاری ازفايده بلکه مضرنيرهست.توجه داشته باشيدکه مثلا دردانشگاه مدرسان کتابداری ،کارشناسان ارشدکتابداری وکارشناسان کتابداری دريک سوی وکل جامعه دانشگاهی شامل اعضای هيئت علمی دانشگاه ،دانشجويان وکارکنان درسوی ديگرقراردارند.به گمان من درشرايط فعلی درهيچ دانشگاهی تناسبی بين اين دووجودنداردوبايدگزينشی عمل کرد.همان گونه که امکانات سوادآموزی اجازه نمی دهدکه همه به يکباره تحت پوشش سوادقرارگيرند.وناچاربخشی ازبی سوادان که توانايي بهره وری وبهره دهی بيشتری دارند. تحت پوشش قرارمی گيرند،درموردسواداطلاعاتی نيزبايدهمان شيوه درپيش گرفته شود.

آموزش راباداوطلبانی که از انگيزه بالايي برخوردارندآغازمی کنيم .

آموزش رابرروی کسانی که پژوهش جزئی اززندگی شخصی وحرفه ای آينده آنهاست متمرکز کنيم .فراموش نکنيم .که وظفه آموزشی کتابدارن راباايجادتوانايي پژوهش مستقل درهم آميخته ايم .پس مخاطب اوليه ما،کسانی بايدباشندکه پژوهشگرندونيازبه کاربامنابع اطلاعاتی چاپی والکترونيکی دارند.

سومين چالشی که پيش روی داريم اين واقعيت است که داشتن دانش خاصی به اين معنی نيست که دانش آموزشِ آنرانيزدراختيارداريم .برای معلم يامدرس بودن بايدبااصول ،مکاتب وروشهای يادگيری وياددهی آشنا باشيم درهيچ يک ازبرنامه های درسی کتابداری وگرايشهای آن دانش ياد دادن به کتابدارن آموخته نمی شود. نمی توانيم بگوييم که محتوای برنامه سواد اطلاعاتی به تخصص نيازدارد،اما عمل آموختن به تخصص نيازندارد. حال که بحث تخصص درميان است ،برای معلم بودن يا مدرس بودن نيزبايد تعليم داده شويم .به حکم اينکه کتابدار مرجع خوبی هستيم ، نمی توانيم مدعی باشيم آموزنده خوبی هستيم ، مگراينکه ادعا کنيم معلمی صرفا هنر است .وچيزی ازعلم درآن نيست .البته که اين ادعا دراين دوران پذيرفتنی نيست. حالکه اصرارداريم مدرس سواد اطلاعاتی کتابداران واطلاع رسانان هستند،بايدبرای آن جنبه ای که باعلم روش تدريس درارتباط است نيز تفکرکنيم وچاره ای عملی درعين حال قابل قبول دراختيارداشته باشيم.

بازگرديم به آنچه آنرا نظريه رابطه ای ناميديم وامروز به دليل رشد تصاعدی توليد اطلاعات ،رشدامکانات دسترسی به اطلاعات به دليل بی نظمی که درسازماندهی به اطلاعات درشبکه های اطلاعاتی مطرح است ،بيشتر به عناون نظريه واسطه اطلاعاتی شناخته می شود. و((پيتر))دراکر شاغل به آن رادانش ورزی می دانددردهه های اوليه قرن بيست ويکم به عنوان يکی ازمهمترين شاغلان صحنه خواهدآمد.بسياری ازصاحبنظران کتابداری واطلاع رسانی توانايي بالای کتابدارن مرجع رابرای پذيرش اين شغل وهرگروه ديگری ارجح می دانند. اما،اين نظريه بانظريه آموزشی درتعارض بالقوه است . دراين نظريه کتابداران به کاربران نهايي آموزش نمی دهند که به حل مشکلات پيچيده خوددرپيوند بااطلاعات بدون ياری آنها بپردازند.باپزيرش اين نظريه درپی اين هستيم که ارباب رجوع ،وابسطه به تخصص منحصر به فرد کتابدار باشد به بيان ديگر دراين نظريه ،کتابداری نيز حرفه است .((آندرو آبوت )) درسال 1988حرفه ای رااينگونه تعرِيف کرده است.((حرفه ای دارای مسئوليتهای منحصر به فردی دربرابرمشکلات انسانی ازطريق پاسخگويي با خدمات کارشناسانه می باشد)).اگرديگران مشکلاتی دارند،به کسی مرجعه می کنندکه کارشناس حل آنگونه مشکلات است .اصطلاح Knowledge worker که پيتردراکربه کار برده است ،نيزحرفه ای بودن رادرون خوددارد.

وقوع آنچه که پيتردراکرپيش بينی کرده است قطعی است ،اما نقشی که کتابدارن دراين موردبرعهده خواهند گرفت به همان قطعيت نيست . هنگاميکه شوق آموختن بازيهای رايانه ای به کودکانمان با اين ايده که اين بازيها بهتر ازفوتبال بازی کردن درکوچه است ،فروکش کرد. هنگاميکه دريافتيم نقش آموزشی شبکه گردی باهدف يا بدون هدف جوانان ما ، بهترازپرسه زدن آنها دراين يا آن پياده روخيابان است ،بانيازهای اطلاعاتی کساني ،روبرو خواهيم شدکه برای ادامه زندگی کارمي کنند،وبرای اينکه کارشان را انجام دهند. به اطلاعات نياز دارند.

برای اينکه اينگونه کاربران يافتن اطلاعات موردنيازخودرابه کتابداربه عنان واسطه های اطلاعاتی واگذارنمايند،وجوددوشرط ضروری است :اعتماد به کسانيکه يافتن نيازهای اطلاعاتی خودرا به او مي سپارند.وبرآوردن اين خواسته درچارچوب زمانی که مناسب کاربر است ونه مناسب ساعات کاری سازمانی که کتابدارکارمند آن می باشد.

نکته ای که درانتهای سخن دارم اين است که برای آموزش سواد اطلاعاتی ويابرای ارائه اطلاعات به عنوان  واسطه اطلاعاتی ،چه کسی بايدهزينه کند. دولت يا داوطلب بهره گيری ازهريک ازاين دو.اگردولت باشد،اين بودجه را چه تشکيلاتی رابايدتصويب وچه تشکيلاتی بايدبپردازد.هرگاه قرارباشدهزينه هريک ازاين دورامردم بپردازند،درآن صورت بايدکالايي داشته باشيم که برای آن خريدارواقعی وجودداشته باشد.به نظرشما چه مقدارازدستيابی به امکانات دولتی برای آموزش سواد اطلاعاتی برخورداريم ويا چه مقداردرجهت ارائه کالای دارای مشتری واقعی حرکت کرده ايم .

     

همه چيز براي کتاب نخواندن مهياست !  

همه چيز براي کتاب نخواندن مهياست !

دکتر عباس حری 

 در رسانه ها مي بينيم ، مي شنويم ، يا مي خوانيم که مردم ما «کم خوان»اند ، رغبتي به مطالعه ندارند ، هر ايراني در سال ، فلان قدر دقيقه کتاب مي خواند و داوري هاي متنوع و فراوان ديگر. گويي مردم عناصر مجردي هستند که مي توان درباره آنها بدون توجه به عوامل محيطي سخن گفت. آنها هستند که مي خوانند يا نمي خوانند ، آنها را بايد به باد ملامت گرفت ، و از لاکتابي آنها بايد گلايه کرد. اين کار البته مصلحت انديشانه تر هم هست. توپ را در زمين حريف بينداز و همه مسووليت ها را هم متوجه او کن هر گاه نورافکن را به طرف مقابل بيفکنيم ، طبعا خودمان در تاريکي و به دور از ارزشيابي ها و داوري ها مصون خواهيم ماند. حال بياييم به همين مردم که ملامت مي کشند و خوشند و رنجيدن را کافري مي دانند ، بينديشيم. آيا اگر از همين مردم حرکتي مشاهده کنيم که حاکي از بي هدفي است سرزنششان نمي کنيم؟ مردم حق دارند که کار بدون دليل و عمل بدون هدف انجام ندهند. وقتي از کسي مي پرسي «آيا کتاب مي خواني؟» و در جواب مي گويد که «چرا بايد بخوانم؟» منطقي ترين و استوارترين پاسخ را داده است. واقعا چرا بايد بخوانند؟ هدفدار کردن «خواندن» است که مي تواند انگيزه روي آوري به مطالعه را فراهم کند. کانون اين انگيزش ها کجاست؟ اشاره اي به برخي از شاخص ترين اين کانون ها خالي از فايده نيست. خانواده نخستين کانوني است که مي تواند انگيزه هاي خواندن را در فرزندان فراهم کند. پدري که ناگزير است وقتي فرزندش هنوز در خواب است از خانه خارج شود و وقتي هم در دير وقت شب به خواب رفته است به خانه برگردد و مادر که بايد به تدبير خانه بينديشد و هم مرد و هم زن خانه باشد، چه مجالي برايشان مي ماند که خود چيزي بخوانند يا فرزند خود را به خواندن ترغيب کنند. وقتي در همه زندگي ات بايد فکر نان باشي ، کتاب ، آب خواهد بود و کتاب خواندن آب در هاون کوبيدن. همين فرزند ، فرزندان ديگران را هم در خيابان و معبر و گذر و تلويزيون مي بيند ، با همه وسايل رفاه و خانواده اي مرفه ، و به قول يکي از ارکان دولت ، با اتومبيل 300 ميليوني. انصاف را ، آيا خواهد انديشيد که آن فرد از کتابخواني به اين مواهب دست يافته است؟ لطفا نگوييد اندرون از طعام خالي دار / تا در آن نور معرفت بيني. چند شب پيش ، در همين تلويزيون ، در محله اي که آب و نفتشان قاطي شده بود ، جواني در مقابل دوربين با خشم مي گفت ، ما از ابتدايي ترين امکانات زندگي محروميم ، آمده اند براي ما کتابخانه تاسيس کرده اند! کانون خانواده هسته اصلي گرايش ها ، نگرشها و بسياري از جريان هايي است که بعدها منش و نگرش فرزندان را شکل مي دهد. هرگاه شرايط براي انگيزش به مطالعه فراهم نباشد، سخنان اندرزگونه رسانه اي عمر بسيار کوتاهي در ذهن ها خواهد داشت. محيط آموزشي خود نقلي ديگر دارد. دانش آموز مجبور به اطاعت از يک حکومت محلي (مدرسه) با مانيفستي به نام کتاب درسي است. گوش کن ، درست را بخوان ، اين قدر سوال اضافي نکن. اگر دانش آموز حرف شنوي باشي و کتاب درسي را از آغاز تا پايان به ذهن بسپاري ، فرد موفقي خواهي بود. به اين ترتيب ، نه نياز به کتاب جانبي خواهد بود و نه کتابخانه. در نظام آموزشي درسنامه محور ، اين بيان را هم در مدرسه مي شنويد و هم در خانه که «درست را خوانده اي که داري کتاب مي خواني؟» اين بيان حاکي از تلقي مستمر و ماندگار ما از درس است. درس يعني کتاب درسي يا تکاليف درسي و کتاب «ديگر» يعني زايده اي که در خوشبينانه ترين شکل ، تنها ابزاري فراغتي است که طبعا با ساير ابزارهاي فراغتي پرجاذبه تر هم توان رقابت ندارد. رها شدن نظام آموزشي از «تک متن» است که گستره دانش و بينش دانش آموزان را وسعت مي بخشد و نهادينه شدن آن در مدرسه با ايجاد کتابخانه همراه است. در چنين وضعيتي ، کتابخانه مددکار معلم و دانش آموز خواهد بود. چيزي که نبودن آن در مدرسه حس مي شود. در معدود مدارسي که کتابخانه (ضعيف يا مناسب) دارند ، از حد محلي براي گذراندن اوقات فراغت (اوقاتي که در مدرسه هم وجود ندارد) فراتر نمي رود و هيچ انگيزه آموزشي براي مراجعه به آن نيست. چنين محلي را در بيرون مدرسه هم مي توان يافت : کتابخانه هاي کانون پرورش فکري. پس چنين کتابخانه يا شبه کتابخانه هايي در مدرسه هم چندان دوامي نمي آورند. يا فضاي آن پس از مدتي ، به دليل کمبود اتاق ، تبديل به کلاس درس مي شود يا در آن هميشه قفل است. در ساعت کوتاه تنفس که بايد خيلي ضرورت هاي زيستي هم در آن مدت تامين شود! پس از تعطيلي مدرسه هم که بايد دانش آموزان هر چه سريعتر مدرسه را ترک کنند. به اين ترتيب ، چگونه مي توان از وجود کتابخانه در مدرسه سخن گفت. رسانه ها رسانايي خود را در جهاتي خاص سوق داده اند. بحثهاي فرهنگي نيز گاه صبغه سياسي مي يابد. روي سخن آنها درباره کتاب و مطالعه هم بيشتر با کساني است که خود اهل کتابند و اگر نقدي ، نظري ، سرگذشتنامه اي هم درخصوص کتاب و کتابخواني مي خوانند ، به منظور کسب اطلاع است نه برانگيخته شدن براي کتابخواني. در نتيجه آنهايي که بايد از طريق اين گونه رسانه ها برانگيخته شوند ، تنها بخشي که از آن به سرعت مي گذرند ، هماني است که به اين گونه مسائل پرداخته است. در رسانه فراگيري چون تلويزيون هم که مي تواند به دليل ماهيت تصويري اش اثرگذارتر باشد ، هر برنامه اي که به کتاب و اهل کتاب مي پردازد ، چنان سرد و بي روح و بدون جاذبه عمل مي کند که اعضاي خانواده را وا مي دارد تا به سمت برنامه اي ديگر ميل کنند. کتاب و کتابخواني در اين رسانه با کهولت ، فرتوتي ، بي رمقي ، زبان نامفهوم براي همگان و دهها دافعه ديگر همراه است. همين نمادها براي دلزده کردن مخاطبان از هر چه مطالعه و متعلقات آن است کافي است. پيوسته مي خوانيم که مردم فلان کشور در اتوبوس و مترو کتاب مي خوانند ، يعني که انتظار دارند مردم ما هم چنين کنند. داوري انتزاعي يعني همين ! آيا شرايط اجتماعي و محيطي ما هم مشابه فلان کشور است؟ مدت ها انتظار در صف اتوبوسي که به علت تراکم مسافر ، در هر ايستگاه تنها چند نفر مي توانند سوار شوند و مترو که در رفت و برگشت هاي کاري تا گلوگاه انباشته از مسافر است ، چگونه انتظار داريم که مسافران کتاب به دست در نهايت آرامش ذهني کتاب بخوانند. مسافر اتوبوس گاه حتي دستش به ميله محافظ اتوبوس هم نمي رسد و فقط فشردگي جمعيت است که او را در حالت سرپا نگه مي دارد. آيا سناريويي مسخره تر از اين خواهد بود که کتابي را به دست مسافري بدهيم که بيشتر نقش ستون را تا پايان سفر ايفاء مي کند و حتي تغيير جهت بدنش هم براي او دشوار است؟ کتابخانه هاي عمومي که قرار است از عوامل و انگيزه هاي موثر در کتابخواني باشند ، نياموخته اند که کتابخانه عمومي مغازه پوشاک نيست که منتظر بماني مشتري وارد شود و جوابش را بدهي. کتابخانه عمومي بايد به سمت جامعه حرکت کند ، براي خودش ارباب رجوع دست و پا کند ، به مدارس سر بزند ، در مجامع به شناساندن خدمات خود بپردازد. و اينها همه در صورتي است که وقتي به کتابخانه مراجعه شد، بتواند خواست هاي مراجعان را پاسخ دهد. کتابخانه هاي عمومي ، بجز معدودي آن هم در چند شهر بزرگ ، بسيار منفعلند. در بسياري از شهرهاي کوچک تر حتي مردم محلي نيز نشاني جايي به نام کتابخانه را نمي شناسد. مشتري عمده آنها دانش آموزان و کنکوري ها هستند که از فضاي کتابخانه نه منابع کتابخانه به عنوان محلي آرام براي انجام تکاليف و مطالعه دروس خود استفاده مي کنند. بسياري از منابع مورد درخواست آن معدود اهل مطالعه هم در کتابخانه نيست و مسوولان کتابخانه ها هم تلاشي براي دستيابي به آن منابع از طريق امانت گرفتن از ساير کتابخانه ها نمي کنند. البته نظام کلان مديريتي اين کتابخانه ها هم چنين وظيفه اي براي آنها تعريف نکرده است. به اين ترتيب ، مراجعان کتابخانه هاي عمومي که خود اندک هستند ، برخي درصدد مطالعه دروس خود هستند ، برخي ديگر آنچه را مي خواهند نمي يابند ، تعداد اندکي علاقه مند مي ماند که آن هم موجودي کتابخانه ها قادر نيست پاسخگوي آنها باشد. اين گروه کساني هستند که مشتري بالفعل کتابخانه اند. بالقوه ها که خيل عظيمي را تشکيل مي دهند ، جذب پديده هاي ديگري مي شوند که جاذبه بيشتري دارند و در خوشبينانه ترين حالت ، تحقق هدف معين و روشني را تضمين مي کنند. وضعيت نشر کتاب ، خود شرب اليهود ديگري است. شعار «بچاپ و بفروش» (و به قول ظريفي «بچاپ و بچاپ») ، روز به روز پررنگ تر مي شود. 2 گروه دست اندرکار چنين جرياني هستند يکي «ناشران» و ديگري «نشرکاران». ناشران براي نشر کتاب ملاکهايي دارند ، خوب و بد مي کنند و براي خود رسالتي فرهنگي قائلند و نشرکاران آنهايي هستند که پول سرگرداني داشته اند و اين عرصه را داراي منافعي يافته اند برايشان تفاوت نمي کرده در چه عرصه اي سرمايه گذاري کنند. اين عرصه را برگزيده اند چون برخوردار از معافيت هايي است. عنصري به نام کاغذ را مي توانند از طريق مجوز خود راحت تر و ارزان تر دريافت کنند. براي «نشرکاران» مهم نيست که کاغذ دريافتي خود را نوشته شده بفروشند يا نانوشته. هرکدام سودش بيشتر باشد ترجيح دارد. کاغذهاي نوشته شده هم تابع الگويي به نام سياست نشر نيست. هرچه مشتري داشته باشد حتي اگر «فال نخود» و «کف بيني» باشد بايد چاپ کرد. دست اندرکاران نشر که زماني جزو پيشروان و پيشگامان فرهنگي به حساب مي آمدند، با پيدايش «نشرکاران» به دنباله روهاي فرهنگي تغيير جهت داده اند. بازار آشفته نشر توليداتي را عرضه مي کند که مخاطب را از عرصه علم و فرهنگ دور مي کند و آثار اصيل در اين آشفته بازار در تنگنا قرار مي گيرند و مي رود که حضور شتابزده و ورود بي رويه «نشرکاران» ، ميدان را بر «ناشران» تنگ کند. هرگاه درصدديم که تشنگي مطالعه را ايجاد کنيم و آن را افزايش و گسترش دهيم ، در مقابل بايد به رفع تشنگي هم بينديشيم. عرصه نشر چنين وظيفه اي دارد. اگر در اين عرصه توفيق نيابيم ، صرف ايجاد تشنگي راه به فلاح نمي برد. اخيرا در 2 برنامه تلويزيوني در فاصله 2 روز درباره شمارگان کتاب سخن رفت. در يک برنامه ميانگين شمارگان کتاب 2000 و در ديگري بين 3000 تا 5000 اعلام شد. حال اگر خوشبينانه خبر دوم را بپذيريم و از اين دو رقم ميانگين ، ميانگين بگيريم به متوسط 4000 مي رسيم. با کمال تاسف بايد گفت که در شمارگان کتاب افت داشته ايم ، چون در زماني که جمعيت کشور 25 ميليون نفر بود ، ميانگين شمارگان کتابها 2000 بود ، اکنون که جمعيت به 70 ميليون رسيده است ميانگين 4000 است. يعني شمارگان دو برابر شده و جمعيت 2.8 برابر يعني اگر شرايط را هم طي اين سالها از جهات مختلف ثابت فرض کنيم ، ميانگين تيراژ بايد 5600 نسخه مي بود. بنابراين ، وضع نشر و کتابخواني به عنوان 2 پديده متعامل را بايد تکان دهنده خواند. فرهنگ در جامعه ما با اين که چندين نهاد اين کلمه را در نامهاي خود يدک مي کشند، غريب افتاده است. سرگرداني در تعريف دامنه فرهنگ و تعيين و تحديد وظايف هر يک از نهادهاي فرهنگي سبب شده است مسووليت ها لوث شود. همين سرگرداني راه را براي برخي تقليل ها از جمله تقليل بودجه ها در طول يک سال مالي هموار کرده است و در کمبودهاي مالي ، نخستين عرصه اي که زير تيغ کاهش بودجه قرار مي گيرد عرصه فرهنگ است. نيروي انساني نيز گرفتار چنين معضلي است. انتخاب ها و عزلها نه به دليل قابليت هاي فرهنگي و علمي که ناشي از ملاحظات ديگري است. کتاب ، کتابخواني ، کتابخانه ، نشر و آنچه در اين چارچوب قرار مي گيرد ، بيشترين خسارت را از اين جريان ها متحمل مي شوند. در اين ميان دلخوشيم که سالي يک بار نمايشگاه کتاب برگزار مي کنيم و سالي يک بار هفته اي به نام هفته کتاب داريم. در اين ايام پيوسته با آب و تاب سخن مي گوييم و از قداست کتاب دم مي زنيم. گويي که عزيز از دست رفته اي را گرامي مي داريم. «هفتم» آن روانشاد که گذشت همه چيز فراموش مي شود. منبع: روزنامه جام جم

درد دل با همکاران کتابدار

امروزه که کتابخانه ها درسراسر جهان حتی در آموزشگاهها و مکانهای آموزشی نه چندان مهم به سمت دیجیتالی و مجازی شدن پیش می روند ما هنوز در  سده های نخست تاسیس کتابخانه به سر می بریم.راستی چرا هنوز در کتابخانه های دانشگاهی و مراکز آکادمیک و علمی با مشکلاتی مانند عدم دستیابی به شبکه اینترنت و حتی با مشکل مکان و نور و... در کتابخانه ها روبرو هستیم.

امیدواریم  روزی فرا رسد که نسل نو کتابدار بتواند از چنبره این قضایا خلاصی یابد.

همیت همه ما در این زمینه لازم است.

اکولوژی اطلاعاتی ونظام اطلاعاتی

 

 

برنامه‌ریزی و مدیریت توسعه خدمات برون‌کتابخانه‌ای در مراکز اطلاع‌رسانی تخصصی

پاسخ به تغییر : برنامه‌ریزی و مدیریت توسعه خدمات برون‌کتابخانه‌ای در

 مراکز اطلاع‌رسانی تخصصی

ارائه شده به هشتمين همايش كتابداران سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور، آذر 1383، اصفهان. (زير چاپ).

دكتر رحمت الله فتاحي

دانشيار گروه كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه فردوسي مشهد

fattahi@ferdowsi.um.ac.ir

www.um.ac.ir/~fattahi/fattahi.HTM

 

چکیده

          به موازات تحولاتی که فن‌آوریهای نوین در محیط اطلاعاتی و در دسترسی راه دور به شبکه‌ها و پایگاههای اطلاعاتی پدید آورده است، مراجعه حضوری کاربران به کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی کاهش یافته است. این تحولات کتابداران را ناگزیر می‌سازد تا رویکردهای تازه‌ای را برای ارائه خدمات به جامعه مورد نظر خود پیش گیرند. این وضعیت برای کتابخانه‌های تخصصی از اهمیت ویژه‌ای برخودار است. در این مقاله، چارچوبها، سیاستها و روشهای توسعه خدمات برون کتابخانه‌ای مورد بحث قرار گرفته است. تأکید مقاله برآنست که توسعه خدمات برون کتابخانه‌ای به برنامه‌ریزی و ملزومات ویژه‌ای نیاز دارد تا مؤثر و کارآمد واقع شود. مفاهیم، بنیانهای نظری و رویکردهای نوین مطرح در خدمات کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی در محیط اطلاعاتي جديد و شبكه اي از جمله نکات مورد توجه مقاله حاضر است. اجرای برنامه‌های آموزشی برای کتابداران و بازآموزی خاص محیط جدید، بویژه در کتابخانه‌های تخصصی و با هدف توسعه خدمات برون كتابخانه اي، از دیگر پیشنهادهای این مقاله براي آماده سازي كتابداران در پاسخ به تحولات جاري است.


 

مقدمه

گسترش فناوریهای جدید در دو دهه اخیر موجب بروز تحولات و تغییرات بسیار زیادی در بیشتر عرصه های زندگی شخصی، حرفه ای و اجتماعی شده است. حرفه کتابداری و اطلاع رسانی نیز همچون بسیاری از حرفه ها تحت تاثیر این تحولات قرار داشته و شاهد تغییرات زیادی در فرایندها و روشهای کاری خود بوده است. کتابداران و اطلاع‌رسانان همواره تلاش داشته اند تا خود را با توجه به تحولات و تغییرات پیوسته‌ای که در جامعه رخ می‌دهد با شرایط جدید تطبیق دهند. به بیان دیگر، کتابداری و اطلاع‌رسانی همواره به لحاظ نظری و کاربردی در حال تغییر و تحول پیوسته بوده و خواهد بود و این تحول را شرط ماندگاری خود و نیز ضرورتی برای مؤثر واقع شدن در فرایند توسعه جامعه بشری می‌داند.

          اندیشمندان کتابداری و اطلاع‌رسانی با مطالعه و تحلیل تحولات و عوامل مؤثر برآن، تلاش دارند تا از ديدگاهي نظري و مفهومي، راهکارهای مناسب برای پاسخ به تغییرات و برآوردن نیازهای اطلاعاتی جامعه را شناسایی و ارائه دهند. طی دو دهه اخیر که فن‌آوریهای نوین رایانه‌ای و ارتباطاتی (شبکه‌ها) به طور چشمگیری در تمام زمینه‌های اقتصادی، صنعتی، علمی و آموزشی رسوخ کرده است، شاهد رشد مباحث نظری و کاربردی در عرصه حرفه کتابداری و اطلاع‌رسانی نیز بوده‌ایم. به موازات این تحولات، محافل علمی و آموزشی کتابداری و اطلاع‌رسانی، بویژه دانشکده‌ها و گروه هاي آموزشی مربوطه نیز در ساختار و محتوای برنامه‌ای خود تغییراتی را به وجود آورده‌ و يا پيشنهاد كرده اند (براي مثال نگاه كنيد به دياني، 1379؛ فتاحي، 1379؛ مرتضايي، 1383؛ حياتي، 1383 Radford, 1978; Wilson, 1989;Ostler et al, 1995;  Fergussen, 1997;). مدیران و کتابداران حرفه‌ای که در عرصه کار، به طور عینی و پیوسته با تحولات روبرو هستند در واقع جلودار و پیشاهنگ پیاده کردن طرحها و برنامه‌های جدید می‌باشند. به همین خاطر، توجیه چارچوبها، سیاستها و روشهای ایجاد تحول در کار و بازنگری در شیوه‌های پاسخ به نیازهای روبه تحول کاربران برای آنها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

مجموعه کتابخانه‌های سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور به لحاظ حساسیت در کمک به کارشناسان و پژوهشگران در شرایطی قرار دارند که ضرورت تحول در خدمات اطلاع‌رسانی، بويژه خدمات برون كتابخانه اي را بیش از پیش در آنها مطرح ساخته است. نگارنده در همایشهای سالهای اخیر کتابداران این سازمان بحث‌هایی را ارائه داده است که به طور تسلسلی و در یک پیوستار تلاش داشته است تا ملزومات همخوانی با شرایط جدید را برای کتابخانه‌های سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی متذکر شود (فتاحی 1377، 1380، 1382).

 یکی از مهمترین تحولاتی که بازنگری در خدمات کتابخانه‌های تخصصی را ناگزیر می‌سازد عبارت است از دسترسی مستقيم و بدون واسطه کاربران از راه دور (یعنی از طریق شبکه) به منابع کتابخانه‌ها. این تحول پیامهای گوناگونی را برای کتابداران و کاربران به دنبال داشته است كه به برخي از آنها در زير اشاره مي شود:

1.  مراجعه حضوری کاربران به کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی کاهش یافته است. به بیان دیگر، از میزان میانجی‌گری کتابداران در پاسخگويي به پرسشها و نيز در ایجاد ارتباط میان کاربران و منابع اطلاعاتی کاسته شده است تا جایی که برخی صاحب نظران از آن به عنوان قطع واسطه‌گری یا واسطه‌رهایی (Disintermediation) یاد می‌کنند (مگواير[1]، 1377؛ دياني، 1383). در مقایسه با گذشته که کتابداران، به عنوان ميانجي، نقش جستجوگران حرفه اي را برای نیازمندان به اطلاعات ایفا می کردند و جستجو در پایگاههای اطلاعاتی بیشتر توسط آنها صورت می گرفت، اكنون دسترسی کاربران به شبکه ها و انواع پایگاهها موجب آن شده است تا از میزان جستجوهای واسطه ای[2] (توسط کتابداران) شدیدا کاسته شود و در عوض خود کاربران به جستجو بپردازند (Steer, 1997, quoted in Hursh, 2003). اين وضعيت پيامدهاي مثبت و منفي براي خود كاربران و نيز كتابداران در بر دارد. دسترسي مستقيم و سريع كاربران نكته مثبت اما عدم توانمندي در بازيابي اطلاعات مفيد و مرتبط از نكات منفي به شمار مي رود. كاسته شدن از فشار كار كتابداران در پاسخگويي به كاربران و مستقل شدن فرايند اطلاع يابي آنها از نكات مثبت، اما عدم مراجعه حضوري كاربران و قطع تماس آنها با كتابداران از نكات منفي واسطه رهايي محسوب مي شود.

2.    شرايط جديد همچنين موجب بوجود آمدن رقابت فشرده در همه بخشهاي اقتصادي، اجتماعي، آموزشي و مانند آنها شده است. اين رقابت در ميان موسسات انتفاعي و شركتهاي اطلاع رساني و خدمات فروش اطلاعات نيز كاملا آشكار است. همين امر باعث شده تا اين شركتها امكان دسترسي آسان و پرسرعت را از راه دور براي مشتريان خود و با هزينه هاي رقابتي فراهم سازند. در اين رقابت، كتابخانه ها آنچنان فعال نبوده اند به طوري كه بخشي از مراجعان بالقوه و بالفعل خود را از دست داده اند.

3.    درک و پذیرش شرایط جدید از سوي همه بخشهاي اقتصادي، اجتماعي، آموزشي و مانند آنها يكي ديگر از اين پيامدهاست. حوزه كتابداري و اطلاع رساني نيز تلاش داشته است تا به درك مناسبي از ماهيت و فرايند تحولات جاري برسد. کتابداران شاهد ظهور بسیاری از فن‌آوریهای جدید و پیامهای ناشی از آن بوده و هستند. این تحولات اجتناب ناپذیر بوده و در برخی زمینه‌ها بسیار سریع رخ می‌دهد. درک تحولات جاری به لحاظ دامنه، سرعت و پیام‌های آن نخستین قدم در مسیر همخوانی با شرایط جدید به شمار می‌رود. برای کمک به درک بهتر و عمیق‌تر شرایط جدید، کتابداران باید از جنبه‌های گوناگون جامعه‌شناسی، روانشناسی، ارتباطات و به بررسی جوانب آن بپردازند. به طور معمول، اندیشمندان حوزه‌های کتابداری علوم ارتباطات، جامعه‌شناسی و مانند آنها این تحولات را مورد توجه قرار داده و مقالات آنها می‌تواند در درک بهتر شرایط راهگشا باشد. در حال حاضر مقالات بسیاري درباره تغییر و لزوم آمادگی ذهني برای درک آن وجود دارد.

 

با توجه به عوامل بالا، اکنون جامعه کتابداری به این نتیجه بدیهی و درک مسلم رسیده است که در عصر دسترسی آزاد و گسترده به شبکه ها، کتابداران نمی توانند مانند گذشته بر نقش خود به عنوان گردآورندگان و حفظ کنندگان اطلاعات تکیه کنند. یکی از نکاتی که در ارائه خدمات مورد توجه برخی صاحب نظران قرار دارد (برای مثال، باکلند، 1382،ص326)، سازگاری و بقاء خدمات کتابخانه در شرایط متحول است. این امر مستلزم آنست که مدیران کتابخانه ها و کتابداران متخصص برنامه عملی برای سازگار کردن خدمات با تحولات جاری داشته باشند.هرش (Hursh, 2003)، ضمن اشاره به لزوم تغییر رویکرد کتابداران برای پاسخ به تغییر محیط اطلاعاتی، تاکید می کند که کتابداران جدید باید راهنمایان و مشاوران اطلاعاتی[3] باشند که مهمترین وظیفه آنها ادغام فناوریهای اطلاعاتی با مهارتهای اطلاع یابی کاربران است. نكته مهمتر آنكه، كتابخانه ها بايد تلاش كنند تا خدمات خود را از محدوده و چهارديواري كتابخانه خارج ساخته و براي توسعه خدمات برون از كتابخانه برنامه ريزي كنند. اگرچه با توجه به تحولات و شرايط جديدي كه روي داده است توسعه خدمات به كاربران خارج از كتابخانه از اهميت ويژه اي برخوردار است اما كتابداران به اندازه كافي به اين امر نپرداخته اند. به همين دليل است كه اشاره هاي ضعيفي در مقاله ها و متون علمي كتابداري و اطلاع رساني به خدمات برون كتابخانه اي مشاهده مي شود.

 

ملاحظات نظري و كاربردي پيرامون لزوم توسعه خدمات برون كتابخانه اي

آنچه در زیر می‌آید، ملاحظات نظری و کاربردي مورد نیاز برای پاسخ به تغییر و برنامه‌ریزی و توسعه خدمات برون‌كتابخانه‌ای و پذیرش مراکز اطلاع‌رسانی تخصص، از جمله در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور است:

1.  اولين نکته مهمی که توسعه خدمات برون‌کتابخانه‌ای در کتابخانه‌های تخصصی را نسبت به ساير انواع كتابخانه ها اجتناب ناپذیر می‌کند، تفاوت این نوع کتابخانه‌ها با سایر کتابخانه‌ها، مانند کتابخانه‌های دانشگاهی و عمومی می‌کند. به عبارت دیگر، کتابخانه‌های تخصصی در مقایسه با سایر کتابخانه‌ها باید تلاش بیشتری برای ارائه خدمات برونی بنمایند. دلیل عمده این امر، نوع کاربران یا جامعه استفاده کننده از کتابخانه‌های تخصصی است که به طور معمول از کارشناسان و پژوهشگران تشکیل می‌شود که در مقایسه با جامعه استفاده کننده از کتابخانه‌های دانشگاهی، یعنی دانشجویان و اعضای هیأت علمی، اجباری به مراجعه مرتب و مستمر به کتابخانه ندارند.

2.    در مقايسه با ساير انواع كتابخانه ها، امکان تغییر سريع در این کتابخانه‌ها در زمینه گزینش و فراهم‌آوری مواد، سازماندهی و ارائه خدمات مبتني بر نياز كاربران بیشتر است. در اين راستا، تعامل پيوسته و از راههاي گوناگون با كاربران مي تواند به شناسايي نيازهاي آنها كمك كند.

3.    از سوی دیگر، نوع منابع و نوع خدمات کتابخانه‌های تخصصی نیز در مقایسه با کتابخانه‌های دانشگاهی متفاوت بوده و از خاص بودن و تنوع بیشتری برخوردار است. خاص بودن به اين معناست كه نوع منابع و خدمات كتابخانه هاي تخصصي بايد بر اساس نيازهاي و ملزومات تخصصي كاربران تهيه و تامين شود.

4.    افزون بر خاص بودن و كاربرمدار بودن خدمات، آنچه كه در ارائه خدمات به كاربران كتابخانه هاي تخصصي بايد مورد توجه خاص قرار گيرد، لزوم تاكيد بيشتر بر ارائه دانش به جاي اطلاعات صرف است. اين امر مستلزم آنست كه كتابداران، با توجه به كمبود وقت پژوهشگران و نيز با توجه به ارزشمندي بيشتر دانش در مقايسه با اطلاعاتي در فعاليتهاي پژوهشي، بايد شرايطي را فراهم سازند تا كاربران به دانش دسترسي داشته باشند. بنابراين، يكي از كاركردهاي اصلي كتابداران در اين نوع كتابخانه ها، فراهم كردن دسترسي به دانش و يا پردازش اطلاعات موجود با هدف توليد دانش است. در واقع، ايجاد ارزش افزوده براي اطلاعات از مهمترين وظايف كتابداران مي باشد. بديهي است راهها و روشهاي ايجاد دسترسي به دانش و يا توليد دانش بايد به كتابداران آموزش داده شود. برخي از اين موارد در مقاله ديگري از مولف كه به ششمين همايش كتابداران سازمان مديريت و برنامه ريزي ارائه شد مورد بحث واقع شده است (فتاحي، 1381).

5.    سرانجام آنكه، يكي از ملاحظات نظري مهم آنست كه به خدمات كتابخانه بايد به منزله يك نظام كه داراي ساختار، محتوا، اجزاي بهم پيوسته و هدفهاي مشخص مي باشد نگريست. باكلند (1382: 54)، ضمن تاكيد بر اين مفهوم، اهميت اين رويكرد را در ارتباط كتابخانه با كاربران خود مي داند. به عبارت ديگر، نظام كتابخانه يك نظام تعاملي است كه براي مخاطبان خاص و با هدفها و كاركردها ي مشخص ايجاد مي شود. درك مفهوم نظام مداري كتابخانه موجب آن مي شود كه برنامه ريزي براي توسعه انواع خدمات، بويژه خدمات برون كتابخانه اي با توجه به كليات نظام، هدفها و كاركردهاي صورت گيرد. يعني، هر نوع خدماتي كه براي ارائه در نظر گرفته مي شود بايد در چارچوب كليات نظام بوده و حداقل در پاسخ به يكي از هدفهاي آن باشد.

 

توجه به مواردي كه به منزله ملاحظات نظري بر شمرده شد مي تواند مشكل عدم حضور كاربران به كتابخانه يا مركز اطلاع رساني، يعني "واسطه رهايي" را به شيوه اي نو برطرف كند. بدين ترتيب، مي توان مجددا ارتباط كتابخانه و مراكز اطلاع رساني را در قالبي جديد تعريف كرده و به اصطلاح به "واسطه گري دوباره" (Reintermediation) اقدام كرد.

 

اصول توسعه خدمات در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی

به جرأت می‌توان گفت که همه کارکردها و فعالیتهای کتابخانه مبتنی بر اصولی است که به لحاظ ارزشمند بودن و جهت دادن به کار کتابداران همواره، صرف نظر از نوع محيط اطلاعاتي (اعم از سنتي يا الكترونيكي)، اصولي ارزشمند و پایدار خواهند ماند. محور و جانمايه این اصول، ارائه خدمت به کاربران و برآوردن نیازهای خاص آنان است. به عبارت دیگر، فلسفه وجودی کتابخانه، خدمت به جامعه و بهره‌گیری هر چه بیشتر از منابع دانش بشري در جهت تعالی همه انسانها است. در این راستا، نقش کتابداران در مطالعه جامعه و بررسی نیازهای آن و نیز طراحی خدمات مناسب با استفاده از فناوريهاي روز بسیار حیاتی است.

          از سوی دیگر، ارائه خدمت به آن بخش از جامعه که مسؤولیت برنامه‌ریزی برای كل کشور را برعهده دارند، یعنی مدیران و کارشناسان سازمانهای کلیدی کشور، همچون سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور، یکی از مهمترین عرصه‌های فعالیت کتابداران قلمداد می‌شود. به همین دلیل، برنامه ريزي خدمات از حساسیت و ارزش خاصي در كتابخانه ها و مراكز اطلاع رساني تخصصي برخوردار است. این حساسیت و ارزشمندی بدان لحاظ است که چنانچه مدیران و کارشناسان کشور به مناسب‌ترین منابع مورد نیاز برای برنامه‌ریزی در اسرع‌وقت دسترسی داشته باشند و کتابداران بتوانند آنها را در تمام مراحل و فرایند کاری پشتیبانی کنند، بدون تردید حاصل مطالعات و برنامه ریزی‌های آنان و در نتيجه برنامه هاي تدوين شده ملي از کیفیت و عمق بیشتری برخوردار خواهد بود.

 

همانگونه که در ابتدای مقاله اشاره شد، کاربران کتابخانه‌ها، بویژه کارشناسان متخصص و پژوهشگران تمایل دارند تا از طریق امکاناتی که فن‌آوریهای جدید در اختیار گذارده است از محل کار خود به اطلاعات دسترسی داشته باشند. آنها همچنین در مقایسه با گذشته وقت کمتری براي مراجعه به كتابخانه دارند و مایلند فرایند جستجو، بازیابی و دسترسی به اطلاعات بسیار کوتاه باشد. به عبارت دیگر، آنها مایلند که بخشي از فعالیتهای مطالعاتي و پژوهشی آنان را کتابداران انجام دهند. اين امر را مي توان تسهيل و روان سازي فرايند پژوهش دانست. در این راستا، همانگونه که پیشتر اشاره شد، کتابداران باید در نقش مشاور و راهنمای پژوهشگران انجام وظیفه کنند.

 

در همين راستا، در برنامه ریزی برای ارائه خدمات برون کتابخانه‌ای، لازم است به اصول زير توجه کرد:

1.     سهولت در دسترسی به اطلاعات (ساده‌سازی فرایند مدیریت اطلاع)

2.     سرعت در دسترسی به اطلاعات (تسریع در فرایند مدیریت اطلاعات)

3.  مناسبت در دسترسی به اطلاعات (ايجاد راهبرد مناسب براي تطابق نظام اطلاعاتي با نیازهای اطلاعاتی کاربران)

4.  یکپارچگی در دسترسی به اطلاعات (فراهم ساختن دسترسي از يك رايانه به همه بخشها، منابع و خدمات كتابخانه)خاص بودن و مرتبط بودن اطلاعات (تلاش براي افزايش ربط در نظام بازيابي اطلاعات)

5.  کيفیت اطلاعات و دانش (تلاش براي گزينش، فراهم آوري و ايجاد دسترسي به منابع با كيفيت و هسته اطلاعات و دانش)

6.     روز‌آمدی اطلاعات (ايجاد دسترسي به جديدترين منابع اطلاعات چاپي و الكترونيكي)

 

بديهي است پژوهشگران و كارشناسان خود به تنهايي قادر نيستند اطلاعات مورد نياز خود را شناسايي كرده و به منابع مورد نياز با توجه به جنبه هاي مطرح شده دسترسي يابند. از اين رو، ضرورت دخيل بودن كتابداران در فعاليتهاي اطلاع يابي آنها، بويژه زماني كه از راه دور (برون از كتابخانه) دسترسي دارند، بيش از پيش آشكار مي شود. در مجموع، "مديريت دسترسي" مقوله اي است كه براي توسعه خدمات بروني كتابخانه بايد به آن توجه كرد و ملاحظات مرتبط با آن را مد نظر قرار داد.

 

شناسايي انواع خدمات برون کتابخانه ای

شناسايي انواع خدماتي كه مي توان به كاربران راه دور ارائه داد بايد با توجه به نوع كاربران و نوع نياز آنها انجام گيرد. به عبارت ديگر، نوع خدمات مورد نياز جامعه و اولويت هر يك بايد با توجه به ملاحظات مربوطه صورت پذيرد. در اين زمينه، مطالعه منابع تخصصي و آگاهي از تجربه هاي ساير كتابخانه هاي تخصصي بسيار مفيد است. آنچه در زير مي آيد، مروري بر برخي از خدمات متعارف كتابخانه هاست كه مي توان براي كتابخانه و يا مركز اطلاع رساني مورد نظر برنامه ريزي كرد.

 

1.     فراهم كردن دسترسي راه دور به شبكه ها، نظامها، پايگاهها و منابع اطلاعات

در شرايط كنوني، استفاده از جديدترين فناوريها براي دستري همه جانبه كاربران به انواع شبكه ها، نظامها، پايگاهها و منابع از بديهي ترين امور در كتابخانه هاي تخصصي به شمار مي آيد. براي اين منظور، در اختيار داشتن امكانات سخت افزاري و نرم افزاري پيشرفته ضروري است و سرمايه گذاري در آن، به دليل ارزشمندي در دسترسي سريع و يكپارچه به اطلاعات، مي تواند كاملا توجيه پذير باشد. به عبارت ديگر، كاربران كتابخانه هاي تخصصي بايد بدون نياز به مراجعه حضوري به كتابخانه قادر باشند براحتي به امكانات وسيعي از اطلاعات مورد نياز براي طرحهاي در دست مطالعه خود دسترسي داشته باشند.

 

2.     آگاهي رساني جاري در زمينه هاي مورد علاقه پژوهشگران و كارشناسان

حرفه كتابداري و اطلاع رساني از چند دهه قبل با اين نوع خدمت آشنا هستند و تجربيات خوبي را در اين زمينه كسب كرده اند. ارزش اين نوع خدمت در كتابخانه هاي تخصصي و بويژه براي كاربران راه دور بسيار قابل توجه است. بديهي است آنچه را كه كتابخانه به طور مرتب به مجموعه خود مي افزايد و همچنين آنچه را كه كتابداران تشخيص مي دهند براي كاربران مفيد خواهد بود، حتي اگر در مجموعه خود كتابخانه وجود نداشته باشد، بايد به طور منظم به آگاهي كاربران رسانيد. اين خدمت موجب مي شود تا كاربران همواره از منابع جديد و جاري و اطلاعات مرتبط با فعاليتهاي كاري خود آگاه شوند و چنانچه منبع يا منابعي را مناسب تشخيص دادند در اختيار گيرند. اين امر نهايتا موجب جلوگيري از پژوهشهاي تكراري و نيز باعث صرفه جويي در وقت كارشناسان و پژوهشگران مي شود.

 

3.     آگاهي رساني تخصصي از طريق خدمات اشاعه گزينشي اطلاعات

نيازهاي خاص پژوهشگران مستلزم ارائه خدمات خاص مي باشد. اشاعه گزينشي اطلاعات كه برخي از مقاله هاي همايش حاضر به طور اختصاصي به آن پرداخته اند مناسب ترين خدمت كتابخانه هاي تخصصي بويژه براي كاربران راه دور است. اين نوع خدمت نيز ارزش فوق العاده زيادي در كمك به پژوهشگران براي آگاهي از اطلاعات تخصصي و روزآمد مرتبط با فعاليتهاي خاص هر فرد دارد. تدوين و ارسال فهرستي از منابع تخصصي و مرتبط با نيازهاي فردي پژوهشگران و كارشناسان يكي از شيوه هاي آگاهي رساني گزينشي است كه مي تواند به صورت منظم ارائه شود.

 

4.     مشاوره و راهنمایی پژوهشگران

با توجه به فرصت کم پژوهشگران در گردآوری اطلاعات مرتبط و نیز به دلیل مهارت پایین آنها در کار با نظامها و پایگاههای اطلاعاتی، می توان انتظار داشت که جستجوهای آنها به اندازه کافی نتیجه بخش نباشد و آنها با دشواریهای بسیار روبرو شوند. از همین رو، نیاز به ارائه خدمات مشاوره ای از راه دور و از طریق پست الکترونیکی می تواند این مشکل را برطرف سازد. ریبلر (Ribler, 1996) بر این نکته تاکید می کند که کتابداران کتابخانه های تخصصی نه صرفا اطلاعات بلکه راه حلهای مشکلات اطلاعاتی را باید ارائه دهند. در این راستا، کتابخانه می تواند امکانات و توانمندیهای خود را جهت ارائه خدمات مشاوره و راهنمایی کاربران، بویژه در زمینه جستجوهای دشوار، از طریق وب سایت و یا بروشورهای آموزشی به آگاهی کاربران خود برساند.

 

5. خدمات تحويل مدرك از راه دور

فناوريهاي نوين امكانات بسيار زيادي در اختيار كتابداران گذارده است كه مي توان از آنها براي توسعه خدمات برون كتابخانه اي استفاده كرد. ايجاد مجموعه هاي ديجيتالي از منابع و مدارك مورد نياز پژوهشگران و كارشناسان و فراهم ساختن دسترسي آسان و سريع به اين مجموعه ها از طريق شبكه هاي موجود، بويژه شبكه اينترانت و اينترنت اكنون به صورت يك ضرورت در آمده است. با استفاده از فناوري جديد مخابراتي، حتي اين امكان وجود دارد كه دسترسي به شبكه و منابع ديجيتالي از طريق تلفن همراه فراهم شود و بدين ترتيب انعطاف پذيري بيشتري براي كاربران به وجود آيد.

 

6. آموزش مجازي كاربران در زمينه مهارتهاي اطلاع يابي (سواد اطلاعاتي)

محيط اطلاعاتي همواره در حال تحول، تغيير و توسعه است. وجود انواع شبكه ها، پايگاهها، وب سايتها، و منابع اطلاعاتي در شكلهاي مختلف ضرورت آموزش سواد اطلاعاتي و تقويت مهارتهاي اطلاع يابي را در انواع كتابخانه ها بيش از پيش نشان مي دهد. به همين دليل، در چند سال گذشته، گرايش به برنامه هاي آموزش كاربران، بويژه از طريق ايجاد فضاهاي مجازي در بسياري از عرصه هاي آموزشي افزايش يافته است (مجموعه مقالات همايش آموزش مراجعان و توسعه سواد اطلاعاتي، 1383). كتابخانه ها و از جمله كتابخانه هاي تخصصي نيز براي توسعه مهارتهاي اطلاع يابي كاربران خود از برنامه هاي آموزش از راه دور و توليد برنامه آموزش مجازي استفاده كرده و مي كنند. بسياري از كتابخانه ها از طريق وب سايت خود امكان آموزش و خودآموزي كاربران را فراهم مي كنند. بدين ترتيب، نه تنها آموزش سواد اطلاعاتي يك خدمت جديد در كتابخانه ها و مراكز اطلاعاتي به شمار مي آيد بلكه موجب مي شود تا كاربران، حتي از راه دور، بتوانند بهره وري بيشتري از محيط اطلاعاتي به عمل آورند.

 

7. ارسال منابع و استانداردهاي تدوين گزارشهاي پژوهشي و نگارش علمي

كاربران كتابخانه هاي تخصصي را كارشناسان و پژوهشگران تشكيل مي دهند. با توجه به ماهيت كاري آنها كه نهايتا بايد در قالب گزارشهاي پژوهشي به سازمان متبوع ارائه شود، لازم است منابعي را كه به آنها در تدوين اين گونه گزارشها كمك مي كند، يعني دستنامه ها، راهنماها و استانداردها در دسترس آنها قرار داد. اين خدمت مي تواند از طريق تهيه متون الكترونيكي اين منابع و گذاردن آنها در وب سايت كتابخانه انجام شود.

 

7.   خدمات مرجع تلفني و اينترنتي

احتمال اينكه پژوهشگران در جريان فعاليتهاي خود نياز به برخي اطلاعات فوري داشته باشند و يا بخواهند پرسشي را مطرح كنند بسيار زياد است. كتابداران بخش مرجع كتابخانه ها تجربيات سودمندي در اين زمينه دارند. در شرايط كنوني كه كاربران بسادگي از راه دور به كتابخانه دسترسي دارند احتمال طرح چنين پرسشهايي نيز وجود دارد. به همين دليل، بسياري از كتابخانه ها از طريق تلفن، پست الكترونيكي و يا از طريق وب سايت خود امكان تعامل نزديك ميان كاربران و كتابداران را فراهم كرده اند. اين امر نياز به آموزش و مهارت خاصي دارد كه كتابداران بايد براي ارائه خدمات بهتر كسب كنند.

 

9.  مراجعه حضوري كتابداران به محل كار پژوهشگران و كارشناسان

به موازات تحول در نظامهاي اداري و تجاري در چند دهه گذشته و گرايش به سوي مشتري مداري، بسياري از موسسه ها و از جمله كتابخانه ها با تعيين و اعزام كارشناسان خود به محل كار افراد تلاش مي كنند تا ارتباط موثرتري با مشتريان خود برقرار سازند. به طور معمول، يكي از وظايف فرد يا كتابداري كه با عنوان "رابط"، "Liaison" و يا "Outreach librarian" تعيين مي شود مسئول ارائه خدمات به افرادي است كه به دلايل مختلف قادر به مراجعه به كتابخانه نيستند. اين حركت علاوه بر آنكه خدمات را به كاربران دور از كتابخانه توسعه مي دهد موجب ايجاد فضاي ارتباطي و تعامل نزديك و در نتيجه رضايت بيشتر در اعضا مي شود.

 

10. خدمات ارجاعي

كمتر كتابخانه اي وجود دارد كه براي ارائه خدمات فقط متكي به منابع و خدمات خود باشد. در بسياري از موارد، كارشناسان و پژوهشگران نيازهايي دارند كه منابع موجود در كتابخانه پاسخگوي آنها نيست. در چنين شرايطي، كتابخانه مي تواند با هماهنگي هاي قبلي، اعضاي خود را براي استفاده از منابع و خدمات ساير كتابخانه ها و حتي سازمانهاي ديگر به آنها معرفي كرده و ارجاع دهد. خدمات ارجاعي، بويژه در مورد كتابخانه هاي تخصصي از سابقه بيشتري برخوردار است. براي ارجاع كارشناسان به ساير سازمانها و مراكز مي توان از امكانات فناوري جديد، از جمله پست الكترونيكي استفاده كرد.

 

پذیرش تغییرات و آمادگی ذهنی برای تحول

بروز تغییر در واقع یک واقعیت جدید است که کتابداران باید با آن روبرو شوند. هرش (2003) معتقد است که واقعیت تغییر کتابداران را بناچار ملزم به تغییر می کند. "درک تغییر"به تدریج به آمادگی ذهنی برای انجام تغییر در راستای هدفهای مورد نظر منتهی می‌شود. به بیان دیگر، انجام تغییر بدون آمادگی ذهنی پيرامون آن یا ممکن نیست و یا راه به جایی نمی‌برد. آمادگی ذهنی یعنی فراهم ساختن شرایط فکری لازم در مورد برنامه‌هایی که می‌توان و یا باید برای هماهنگ ساختن خدمات و فرایندهای کاری اجرا کرد. با كسب آمادگی ذهنی برای تغییر، ضرورت مطالعة تجربه سایر کتابخانه‌ها در سایر کشورها نیز در زمینه چگونگی برخورد با تغییر و مدیریت آن آشکار می‌شود. بدین لحاظ، اندیشمندان و مدیران و حتی کتابداران باید همواره مباحث مربوط به مدیریت تغییر در حرفه کتابداری و اطلاع‌رسانی را در متون تخصصی دنبال کنند. در طول دهه اخير، مقاله ها و كتابهاي متعددي از سوي كتابداران و متخصصان برخي حوزه هاي ديگر (بويژه رشته مديريت) انتشار يافته است كه مي تواند زمينه ها، روشها و رويكردهاي مطرح در مديريت تغيير را ارائه دهد.

 

بازآموزی و آموزش مداوم برای پاسخ به تغییرات

پاسخ به تغییر نمی‌تواند تنها به مطالعه متون تخصصی محدود شود. امروزه بیشتر سازمانها و نهادهای دولتی و خصوصی برای آماده‌سازی مديران و نیروی انسانی خود اقدام به اجرای برنامه‌های بازآموزی و آموزش مداوم می‌کنند. این آموزشها عموماً در زمینه مباحث جدید و چگونگی استفاده از یافته‌ها، راهکارها، و فناوریهای جدید می‌باشد. برای این منظور، مشاهده می‌شود که انواع کارگاههای آموزشی حضوری و مجازی در همه سازمانها و از جمله کتابخانه‌ها برگزار می‌شود. نگاهي به مباحث مطرح در دوره هاي بازآموزي نشان دهنده آنست كه محتواي اين برنامه هاي آموزشي گرايش خاصي به مسايل جديد وجود دارد.

 

طراحي دوباره نظامهاي اطلاعاتي بويژه از بعد محيط رابط كاربر

همانگونه كه اشاره شد، براي بهينه سازي خدمات برون كتابخانه اي بايد به برخي ملاحظات اساسي توجه كرد. يكي از راههاي عملي توجه به اين ملاحظات، كاربرد آنها در طراحي اجزاي نظام اطلاعاتي است: مواردي چون سهولت، سرعت، مناسبت، و یکپارچگی در دسترسي به اطلاعات، و نيز توجه به کيفیت اطلاعات و تبديل آن به دانش، خاص بودن، مرتبط بودن، و روز‌آمدی اطلاعات را بايد در طراحي هر يك از بخش هاي نظام اطلاعاتي در نظر گرفت تا كاربران بتوانند حداكثر بهره گيري را از راه دور از كتابخانه بنمايند.

 

نتيجه سخن

تغييرات و تحولات همه جانبه اي كه در محيط اطلاعاتي، بويژه در دسترسي راه دور به اطلاعات و كاهش مراجعه حضوري كاربران به كتابخانه ها، به وقوع پيوسته است همه انواع كتابخانه ها و مراكز اطلاع رساني را تحت تاثير قرار داده است و كتابخانه هاي تخصصي از اين قاعده مستثني نيستند. تحولات گوناگوني كه طي سالهاي اخير در نظامهاي خرد و كلان جامعه رخ داده است موجب شده تا كتابخانه ها، از جمله كتابخانه هاي تخصصي در سياستها، ساختارها، فرايندها و خدمات خود تحولاتي را بوجود آورند. يكي از اين تحولات، ايجاد تغييراتي در ارائه خدمات به كاربران راه دور مي باشد. به موازات توسعه شبكه ها و گسترش دسترسي راه دور به كتابخانه ها، ضرورت برنامه ريزي براي توسعه خدمات برون كتابخانه اي اكنون بيش از پيش ملموس شده است. اين امر توجه به اصول و چارچوبهاي خاصي را مي طلبد كه مهمترين آنها ايجاد سرعت، سهولت، مناسبت، يكپارچگي و روزآمدي در دسترسي به اطلاعات از راه دور مي باشد. توجه به نيازهاي فردي كارشناسان و پژوهشگران و ارائه انواع خدمات مناسب با نياز هر فرد، ضمن آنكه نقش نوين كتابداران را مشخص مي سازد، مي تواند ارتباط كتابخانه با كاربران غيرحضوري را به نحو موثر برقرار سازد و كتابخانه همچنان نقش خود را در ميانجي گري بين منابع دانش بشري و نيازمندان آن حفظ كند. در يك كلام، كتابداران مي توانند وضعيت "واسطه رهايي"[4] موجود را با برنامه ريزي براي توسعه خدمات برون كتابخانه اي به وضعيت "واسطه گري دوباره"[5] تبديل كنند و از اين طريق رسالت تاريخي و اجتماعي خود را در برقراري ارتباط ميان نيازمندان اطلاعات و پديدآورندگان آن تداوم بخشند.

 

 

منابع:

ديانى، محمد حسين. "برنامه آموزش دوره كارشناسى كتابدارى و اطلاع رسانى، پيشنهادهايى براى تحول" . فصلنامه كتابدارى و اطلاع رسانى. جلد.سوم، شماره 1، ص. 1-20.

-------. "تضاد بين واسطه رهايي و كارگزار اطلاعات بودن" در: مجموعه مقالات همايش آموزش استفاده كنندگان و توسعه سواد اطلاعاتي در كتابخانه ها، مراكز اسناد و موزه ها، 1 و 2 خرداد 1383، مشهد. مشهد: سازمان كتابخانه ها، موزه ها و مركز اسناد آستان قدس رضوي، 1383: 11-20.

فتاحي، رحمت الله. "برخي از زمينه هاي تاثير فن آوري نوين بر كار كتابخانه ها و كتابداران"، كتابداري و اطلاع رساني. سال اول، ش4 (تابستان 1377): 49-63

 

-------. "الگويي براي بازنگري و تجديد ساختار آموزشهاي كتابداري و اطلاع رساني" كتابداري و اطلاع رساني. سال سوم، شماره 1(بهار1379):21-44.

 

-------. "برنامه ريزي و مديريت توسعه خدمات در كتابخانه ها"، كتابداري و اطلاع رساني، جلد 5، ش 1 (بهار 1381): 3-14.

 

-------. "از اطلاعات به دانش: رويكردي نو به كاركردهاي كتابخانه ها در عصر فناوري اطلاعات" در: مجموعه مقالات ششمين همايش كتابداران سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور، يزد 16-18 بهمن 1380. تهران: مركز مدارك علمي و انتشارات سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور، 1381: 13-32.

 

-------. " تحليل و بازآفرينی نقش كتابداران و اطلاع رسانان در عصر تحول" در: مجموعه مقالات هفتمين همايش كتابداران سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور، رشت19-21 اسفند 1382. تهران: مركز مدارك علمي و انتشارات سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور، 1383.

 

مرتضايي، ليلا. 1383. طراحي برنامه كارشناسي ارشد علوم كتابداري و اطلاع رساني. (گرايش اطلاع رساني). تهران: مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران.

 

مگواير، كارمل "برخي از مباحث عمده خدمات اطلاع رساني" ترجمه رحمت الله فتاحي، كتابداري و اطلاع رساني. سال اول، ش3 (بهار1377): 84-94.

مهراد، جعفر. برنامه درسي مديريت اطلاعات و سيستمهاي اطلاعاتي و ارتباطاتي. شيراز: دانشگاه شيراز، بخش علوم كتابداري و اطلاع رساني، 1381.

 

Ferguson, Stuart.(oct 1997). "Preparing LIS graduates for the emerging market: An Australian education down under in the UK". Education for Information,V.15 (3). Avaliable online in Ebsco databese.

 

 

Hursh, David D. "The corporate librarian's role in today's information marketplace" InsitePro, 2003 (Online: www.insitepro.com/hursh1.htm)

 

Ostler, L. J., Dahlin, T. C. and Willardson, J. D. The closing of American library  science: problems and opportunities. Westport, Conn.: Greenwood Press, 1995.

 

Radford, Nail A.(May 1978) "Education for librarianship: The changing role". The Australian Library Journal, P.102 -106

 

Ribler, Judith. "Delivering solutions for the knowledge economy." Online (Sept-Oct 1996) 12-

 

Wilson, Tom. (1989). Towards an information management curriculum" Journal of Information Science, 15: 203-210.

 


 

[1]  Maguire

[2]  Librarian-mediated searches

[3]  Information advisers and consultants

3. Dis-intermediation

4. Re-intermediation

کتابداری و هویت گمشده
ایسکانیوز ـ اندکی پس از پیدایش خط، کتاب نیز پابه عرصه وجود گذاشت و از آن زمان به بعد کتاب و کتاب خوانی یکی از مقولات روزمره انسان شد.

 در گذشته درس خواندن و کتابخوانی مختص به اقشار خاصی از جامعه بود و شامل افرادی از طبقه اشراف یا تعداد اندکی از کسانی که در مدارس دینی و مکتب خانه‌‌ها درس خوانده بودند،می شد. 
امروزه با توجه به گسترش آموزش و پرورش وضعیت کتاب و کتاب خوانی چندان تغییری نکرده و باز شاهد قهر مردم از کتاب خوانی هستیم و هستند کسانی که شاید تا به حال نام رشته‌های مرتبط با کتاب همچون کتابداری به گوششان نخورده است.
اگرنگاهی به تیتراژ کتاب‌های منتشر شده در ایران بیندازیم خواهیم یافت که فاصله مردم ما با کتاب و کتابخوانی چقدر زیاد است.
در کشور ما علیرغم آنکه کتاب سهم چندانی در سبد خرید مردم ندارد ولی دانشگاه‌های همچنان در امر آموزش کتابداران فعال و کوشا هستند و هر ساله با ترتیب دانشجویان کتابداری و اعزام آنان به کتابخانه‌ها بر این امیدند که با ارایه سرویس‌های مناسب کتابداری اگر حتی علاقه کسی به کتاب و کتابخوانی افزایش نیابد حداقل مانع از دست رفتن سایر اقشار کتاب خوان جامعه شوند، علم کتابداری و اطلاع رسانی دانشی است که به مطالعه و بررسی شیوه‌های گوناگون تولید دانش، گردآوری منابع اطلاعاتی (کتاب،نشریه، لوح‌فشرده ، پایگاه اطلاعاتی، اینترنت، وب) سازماندهی، بازیابی و اشاعه این منابع و محمل های اطلاعاتی می‌‌پردازد کتابداری سعی بر آن دارد تا با ارایه این خدمات در وقت خواننده یا کاربر صرفه جویی نماید و به نوعی بر کیفیت کار اثر مثبت بگذارد .
در زمان‌های گذشته با توجه به وجود کتابخانه های بزرگ در شهرهای چون اسکندریه مصر جندی شاپور ایران و بغداد کتابداری به عنوان یک شغل مهم مطرح بوده، ولی بعد از اختراع صنعت چاپ در کمیت و کیفیت کار کتابداری تغییراتی محسوسی به وجود آمد و این امر باعث اهمیت بیشتر این دانش در جوامع مترقی شد.
کتابخانه ملی ایران نیز با نام فعلی به طور رسمی در شهریور 1316 شمسی در خیابان سی تیر گشایش یافت که پایه اصلی مجموعه آن کتاب‌های کتابخانه دارالفنون است .
کتابداری نوین در سال 1930 از اروپا به شرق راه یافت. رانگاناتان دانشمند هندی پس از مراجعت از انگلستان در صدد راه‌اندازی این دانش نوین در هند برآمد او بعدها یکی از پایه‌گذاران روش‌های نوین کتابداری در جهان شد. در ایران شادروان هوشنگ ابرامی را پدر کتابداری نوین ایران می دانند او در سال 1339 اولین کتابخانه تخصصی ایران را در بانک مرکزی راه اندازی کرده است.
در سال 1990 بود که با اختراع وب و ورود این فن‌آوری‌های نوین اطلاعاتی به پهنه کتابخانه‌های جهان این دانش نیز دچار دگرگونی‌های گسترده‌ای شد و همزمان واژه اطلاع‌رسانی نیز به دانش کتابداری اضافه شد و از آن پس به عنوان علوم کتابداری و اطلاع رسانی مطرح شد.
امروزه کتابداری در ایران زیرشاخه‌های اطلاع شناسی و وب‌شناسی را هم در بر می‌گیرد.
دانش کتابداری با توجه به روابط دو سویه که با سایر علوم دارد به خوبی می‌تواند به عنوان راهنما و هدایتگر سایر علوم نقش برجسته‌ای را ایفا کند. کتابداران با توجه به آموزش‌های علمی و عملی که فرا می‌گیرند، می‌توانند نقش بسیار مؤثری را در یاری‌رساندن به محققان و  پژوهشگران داشته باشند.
اما با تمام پیشرفت‌‌های صورت گرفته رشته کتابداری در ایران همچنان غریب است و جز علوم ناشناخته که تعداد آنها در ایران کم نیست به شمار می‌رود .
مشکلات شغلی در استخدام کتابداران نیز مزید علت بر غریب ماندن این رشته در ایران شده است.
اکثر ادارات ، ارگان‌ها و شرکت‌های خصوصی و دولتی بزرگ نیز به دلایل گوناگون منجمله صرف جویی بودجه خود کارهای تخصصی مربوط به کتابداران را به سایر حوزه‌های کاری سپرده‌اند و از جذب این دانش‌آموختگان خودداری می‌کنند و معتقدندکه با توسعه به پیشرفت‌ فن‌آوری اطلاعات در عصر حاضر وجود کتابداران چندان لزومی ندارد و می‌توانند نیازهای خود را با توجه به بانک‌های اطلاعاتی موجود در اینترنت مرتفع سازند این در حالی است که با پیشرفت  محسوس بانک‌های اطلاعاتی در اینترنت، نقش کتابداران نیز جهش یافته و این کتابداران هستند که حجم زیادی از اطلاعات و داده‌ها را با توجه به پیشرفت سریع علم با دسته‌بندی و آرشیو مناسب در اختیار عموم قرار می‌دهند.
حال در نظر بگیریم درجامعه امروز ما با این اوصاف بر کتابداران چه رفته است، دانش آموختگانی که در دانشگاه دروسی همسطح استانداردهای جهانی آموخته‌اند ولی پس از فارغ‌التحصیلی با وضعیت شغلی نامناسب و کتابخانه‌های ایران روبرو می‌شوند، کتابخانه‌هایی که اکثریت آنها از استانداردهای جهانی دور هستند و نحوه اداره آنها با آموزش‌های کتابداران در دوران تحصیل در تضاد است و البته این تضادها زمانی برای کتابدار بوجود می‌آید که او توانسته است با گذشتن از چندین خوان، شغلی با حداقل حقوق در یکی از ادارات پیدا کند.
با این اوصاف کتابداران ما در حال حاضر اکثراً یا به کارهای غیر مرتبط با رشته خودمشغولند و یا آنکه با دستمزد کم در کتابخانه‌های فقیر ایران مشغول به کار هستند، کتابدارانی که می‌توانند با آموخته های خود همراه با سایرین  به سوی پیشرفت و آبادانی مملکت گام بردارند .

   ایسکانیوز     مؤلف: مریم ابوالسباع

علوم کتابداری و اطلاع رسانی

علوم کتابداری و اطلاع رسانی، دانشی است که به مطالعه و بررسی شیوه‌های گوناگون تولید دانش، گردآوری منابع اطلاعاتی (کتاب، نشریه، لوح فشرده، پایگاه اطلاعاتی، اینترنت و وب جهانگستر)، سازماندهی، بازیابی و اشاعه این منابع و محمل‌های اطلاعاتی می پردازد و در این راستا تلاش می نماید که در وقت خواننده یا کاربر صرفه جویی نماید.

واژه کتابداری به عنوان برابر واژه انگلیسی "Librarianship" انتخاب شده است. دانشمند بزرگ، رانگاناتان زمانی که در دهه‌ی ۱۹۳۰ از انگلیس به هندوستان بازگشت و درصدد راه اندازی این دانش نوین در هند برآمد، جامعه هند در فهم این واژه مشکل داشتند و در نتیجه ایشان واژه جدید " Library Science" یعنی علم کتابداری را جایگزین آن واژه نمود. امروزه در امریکا این واژه بیشتر بکار گرفته می‌شود.

در دهه‌ی ۱۹۷۰ با اختراع ریزرایانه‌ها و در سال۱۹۹۰ با اختراع وب و ورود این فناوری‌های نوین اطلاعاتی به پهنه کتابخانه‌های جهان این دانش نیز دچار دگرگونی‌های گسترده‌ای شد. در نتیجه پژوهشگران و استادان این رشته درصدد تغییر نام آن برآمدند و واژه " Information" یعنی "اطلاعات" یا "اطلاع رسانی" نیز به نام این دانش اضافه شد و امروز از آن به عنوان " Library & Information Sciences" یا علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی یاد می‌شود. اگرچه در انگلستان و برخی کشورهای دیگر با عناوین دیگری از جمله " Information Studies" و " Information Managment" نیز از آن یاد می‌شود .

امروزه این دانش در ایران نیز گسترش یافته و زیرشاخه‌های تازه‌ای از جمله اطلاع شناسی و وب شناسی را هم در بر می‌گیرد.

در اصل یک کتابدار پایگاه‌های اطلاعاتی، لوح فدر زمینه‌های سازماندهی، بازیابی و پراکنش اطلاعات در قالب‌های گوناگونی اعم از کتاب، نشریه، پایگاه‌های اطلاعاتی و اینترنت تخصص دارد.

منبع: ویکی‌پدیا، دایرةالمعارف آزاد